سایت دائرة المعارف شبکه اسلامی

www.IslamWebPedia.com

  عنوان مقاله : تیجانی > تيجاني كه بود؟ و اصليت او چيست؟
 

شماره مقاله :

8781  

تعداد مشاهده :

1108

 

     

 

تيجاني كه بود؟ و اصليت او چيست؟

او قبلا جزو يکي از فرقه هاي منحرفي مذهبي (تيجانيّه تونس) بود و بعدها به مذهب روافض متمايل گشت و پس از آن کتابي را در حقانيت دين روافض نوشت که همان دروغها و خرافات تکراري روافض قبل از خود را تکرار کرده بود.
او چهار کتاب تاليف کرده که در آنها به اصحاب گرانقدر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) خصوصاً خلفاى راشدين و عايشه و حفصه - رضى اللّه عنهم - توهين كرده و با اشاره و كنايه، يا به تصريح مطلب، آنها را كافر و مرتد و منافق و گمراه و خائن و غاصب و... خوانده است!.. به طور خلاصه خواسته به خوانندگان بفهماند كه:
1- تمامى اصحاب پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به جز تعداد كمى - كه گاهى سه و يا چهار نفر مى‏دانند! - همگى پس از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مرتد شده‏اند و چون اهل‏سنّت از آنها پيروى مى‏كنند و به آنها حترام مى‏گذارند، پس آنها نيز كافرند!
2- بايستى از اصحاب - گناهكار و بنى‏اسرائيل مانند! - روى برگرداند و فقط از خاندان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) - كه از هر گونه اشتباه كوچك و بزرگ معصوم و مصون هستند - پيروى كرد.. كسانى كه شارع دين و مرجع اختلافات و برگزيدگان و منصوبان الهى در زمين هستند!
تمام كتابهاى چهارگانه‏ اش روى همين قضيّه، يعنى طعن اصحاب پيامبر (صلي الله عليه و سلم) تركيز يافته و - متأسّفانه - براى اثبات اين نظريه‏اش - كه از شيعيان گرفته - به هر وسيله ممكن متوسّل شده است؛ چنانكه كتابهايش پر از دروغ محض، اباطيل، تدليس، عيبجويى و تهمت است!! و اگر تيجانى در ادّعاى خويش صادق، و واقعاً در جستجوى حقيقت بوده است، نمى‏بايست دروغ بگويد و شايسته هم نبود، هدفش را - كه رسيدن به «حقيقت» بوده - با وسايلى دروغين و غير واقعى به تحقّق برساند!
ولي بعدها کتاب او مورد نقادي تيز و هوشمندانه ي علماي اهل سنت قرار گرفت و اباطيل وي را رد نمودند، کتابهاي زير ردي بر اباطيل اوست:
- بلکه گمراه شدي
- عيانات - نقدي بر کتاب تيجاني آنگاه هدايت شدم
البته شيعه‏ شدن تيجانى كاملاً معذورانه بوده است! زيرا بر خلاف گفته ‏اش كه خود را يكى از علماى بزرگ سنّى دانسته، داراى مذهب تصوّف و مسلك دراويش بوده و دگرگونى از يك مذهب منحرف، به يك مذهب منحرف ديگر، به راستى چيز عجيبى نيست! و هيچ ارتباطى هم با مسلمانانى كه به اهل‏سنّت و جماعت مشهور شده‏اند و بر سنّت رسول خدا (صلي الله عليه و سلم) و جماعت اصحابش هستند، ندارد.
اين هم چيز عجيبى نيست كه شخصى شيعه شده باشد.. در ميان اهل‏تشيّع نيز افراد زيادى هستند كه از تشيّع دست برداشته و سنّى شده‏اند؛ مانند: «محمّد عبدالشكور لكهنودى» - از علماى پاكستان - كه كتاب «باقيات صالحات» را پس از تسنّن، در ردّ عقايد شيعه نوشته است.. يا «علّامه برقعى» - از علماى مشهور ايران - كه كتابها و رساله‏ هاى زيادى عليه معتقدات شيعه تأليف و شاگردان زيادى هم تربيت كرده كه افكارش را -هم‏اكنون نيز در سراسر ايران - ادامه مى‏دهند.. همچنين آقاى «احمد كسروى» صاحب كتاب «شيعي گرى» كه قربانى همين راه هم گرديد و به شهادت رسيد!.. يا «موسى موسوى» - از علماى نجف - صاحب كتاب «الشيعه و التصحيح».. و همچنين «حسين موسوى» - يكى ديگر از علماى نجف - مؤلّف كتاب «للّه.. ثم للتاريخ!» را مى‏توان نام برد كه به راستى نه اوّلين و يقيناً آخرينشان هم نيستند و نخواهند بود!

وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين
سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com