Untitled Document
 
 
 
  2026 Apr 23

----

06/11/1447

----

3 ارديبهشت 1405

 

تبلیغات

حدیث

 

از پيامبر صلى الله عليه و سلم نقل شده است كه فرمودند: "كُتِبَ على ابْنِ آدم نَصِيبُهُ مِنَ الزِّنَا مُدْرِكٌ ذلكَ لا محالَة: الْعَيْنَانِ زِنَاهُمَا النَّظَر، والأُذُنَانِ زِنَاهُما الاستِماع، واللِّسَانُ زِنَاهُ الْكَلام، وَالْيدُ زِنَاهَا الْبَطْش، والرَّجْلُ زِنَاهَا الخُطَا، والْقَلْب يَهْوَى وَيَتَمنَّى ، ويُصَدِّقُ ذلكَ الْفرْجُ أوْ يُكَذِّبُهُ" (متفقٌ عليه)
يعنى: "بر فرزند آدم بهره اش از زنا نوشته شده که خواهي نخواهي آنرا در مي يابد، چشم زناي آن نگريستن است، و دو گوش زناي آن شنيدن است، و زبان زناي آن سخن گفتن است، و دست زناي آن به چنگ گرفتن است و پا زناي آن گام زدن است و دل اميد و آرزو مي کند و شرمگاه آن را راستگو و يا دروغگو مي سازد."

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

قرآن و حدیث>اشخاص>شویس بن جبّاش

شماره مقاله : 10539              تعداد مشاهده : 406             تاریخ افزودن مقاله : 16/5/1390

شويس بن جبّاش‏
او به كنيه خويش ابو الرقاد معروف است و چون از خاندان عدىّ بن عبد منات بن ادّ بن طابخه است به عدوى شهرت دارد. از عمر روايت كرده و به روزگار او به جهاد رفته است.
گويد مسلم بن ابراهيم، از اسحاق بن عثمان قرشى، از خود شويس عدوى ما را خبر داد كه مى‏گفته است نماز ظهر را همراه عمر مى‏گزارديم و سپس كنار بارهاى خود مى‏رفتيم و خواب نيمروزى مى‏كرديم.
گويد يزيد بن هارون، از گفته جعفر بن كيسان، از گفته شويس عدوى ما را خبر داد كه مى‏گفته است در جنگ دشت ميشان شركت كردم و به روزگار عمر مقررى دو درمى و مقررى دو هزار درمى دريافت داشته‏ام. كنيزكى را به اسيرى گرفتم و روزگارى با او آميزش داشتم تا آنكه فرمان عمر براى ما رسيد كه در آن نوشته بود دقت كنيد هر اسيرى كه از مردم دشت ميشان در دست شماست آزاد كنيد. من هم مانند ديگران او را آزاد كردم و به خدا سوگند نمى‏دانم او را در چه حالى رها كرده‏ام، آيا باردار بوده يا نبوده است، نمى‏دانم، بيم آن دارم كه در دشت ميشان مردان و زنانى از پشت من وجود داشته باشند.
گويد يزيد بن هارون، از عاصم احول، از ابو الرقاد شويس عدوى ما را خبر داد كه مى‏گفته است به روزگار عمر گاهى به ما يك يا دو درم داده مى‏شد و مى‏گرفتيم.
گويد عفان بن مسلم، از مهدى بن ميمون ما را خبر داد كه مى‏گفته است از سعيد جريرى شنيدم كه مى‏گفت نماز عصر را در مسجد بنى عدى كنار شويس گزاردم و شويس از كسانى بود كه به روزگار عمر بن خطاب مقررى دو درمى گرفته بود.
*
متن عربی:
شويس بن جباش
[من التابعين من أهل البصرة من أصحاب عمر بن الخطاب، رضي الله تعالى عنه]
أبو الرقاد العدوي من بني عدي بن عبد مناة بن أد بن طابخة، روى عن عمر وغزا في خلافته.
قال: أخبرنا مسلم بن إبراهيم قال: حدثنا إسحاق بن عثمان القرشي قال: حدثنا شويس العدوي قال: كنا نصلي مع عمر بن الخطاب الظهر ثم نروح إلى رحالنا فنقيل.
قال: أخبرنا يزيد بن هارون قال: أخبرنا جعفر بن كيسان قال: حدثنا شويس أبو الرقاد العدوي قال: غزوت ميسان فأخذت الدرهمين والألفين على عهد عمر وسبيت جارية فوطئتها زمانا حتى جاءنا كتاب عمر: انظروا ما في أيديكم من سبايا ميسان فخلوا سبيله؛ فرددت فيمن رد، والله ما أدري على أي وجه رددتها أحاملا كانت أم غير حامل، والله ما أدري، لقد خشيت أن يكون من صلبي بميسان رجال ونساء.
قال: أخبرنا يزيد بن هارون، أخبرنا عاصم الأحول عن شويس
أبي الرقاد قال: كنا نعطي الدرهم والدرهمين في عهد عمر فنأخذه.
قال: أخبرنا عفان بن مسلم قال: حدثنا مهدي بن ميمون قال: سمعت سعيدا الجريري قال: صليت صلاة العصر في مسجد بني عدي إلى جنب شويس، وكان ممن أخذ الدرهمين على عهد عمر بن الخطاب.


از کتاب: ترجمه الطبقات الكبرى ، محمد بن سعد كاتب واقدى (م 230)، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، تهران، انتشارات فرهنگ و انديشه، 1374ش.

مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
islamwebpedia.com



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

 علی رضی الله عنه در حالی که شلاق در دست داشت و عبایی براو بود وارد بازار می‌شد و می‌گفت: ای تاجران حق را بگیرید و حق را بدهید در امان می‌مانید، سود کم را رد نکنید که ‌از سود زیاد محروم می‌شوید و به مردی نگاه کرد که داستان سُرایی می‌کرد، به او گفت: آیا داستان می‏سرایی در حالی که فاصله‌ی ما با زمان پیامبر صلی الله علیه و سلم نزدیک است، از تو می‌پرسم اگر جواب مرا گفتی که خوب، واگر نه با این شلاق تو را چنان می‌زنم که زمین بیفتی، بگو ثبات و زوال دین چیست؟ او گفت: دین با پرهیزگاری ثابت و ماندگار می‌شود و با طمع ورزی از بین می‌رود، گفت: آفرین، قصه بگو که ‌افرادی چون تو می‌توانند قصّه سُرا باشند. ( المنتظم فی تاریخ الملوک ابن جوزی 5/70)

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 3048
دیروز : 12541
بازدید کل: 16853447

تعداد کل اعضا : 608

تعداد کل مقالات : 11123

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010