Untitled Document
 
 
 
  2020 Sep 25

----

07/02/1442

----

4 مهر 1399

 

تبلیغات

حدیث

 

در مورد نزول عيسى عليه السلام كه از علامات بزرگ قيامت خواهد بود، پيامبر صلى الله عليه و سلم فرموده اند: 
« يخْرُجُ الدَّجَّالُ في أمَّتي فَيَمْكُثُ أربَعِين، لا أدْري أرْبَعِينَ يَوْما، أو أرْبَعِينَ شَهْرا، أوْ أرْبَعِينَ عَاما، فَيبْعثُ اللَّه تَعالى عِيسَى ابْنَ مَرْيمَ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم فَيَطْلُبُهُ فَيُهْلِكُه، ثُّمَّ يَمْكُثُ النَّاسُ سبْعَ سِنِينَ لَيْسَ بَيْنَ اثْنْينِ عدَاوَة » (روايت مسلم)
" رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: دجال در امتم برآمده و چهل درنگ مي کند نمي دانم که چهل روز است، يا چهل سال. بعد از آن خداوند عيسي عليه السلام را مي فرستد و آن را جستجو کرده مي کشد. باز مردم هفت سال طوري زندگي مي کنند که ميان دو نفر دشمني نيست ".

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

قرآن و حدیث>تفسیر قرآن>سوره فصلت > تفسیر سوره فصلت از تفسیر راستین ترجمه تیسیر الکریم الرحمن

شماره مقاله : 9253              تعداد مشاهده : 379             تاریخ افزودن مقاله : 14/1/1390

تفسیر سوره فصلت


مکی و 54 آیه است.
بسم الله الرحمن الرحیم
آیه ی 8-1:
حم؛ حا ، میم
تَنزِیلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛ کتابی  است  که  از جانب  آن ، بخشاینده  مهربان  نازل  شده  است.
كِتَابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیا لِّقَوْمٍ یعْلَمُونَ؛ کتابی  است  که  آیه  هایش  به  وضوح  بیان  شده  ، قرآنی  است  به  زبان  عربی.
بَشِیرًا وَنَذِیرًا فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا یسْمَعُونَ؛ هم  مژده  دهنده  است  و هم  بیم  دهنده   بیشترشان  از آن  اعراض  کرده  اند  وسخن  نمی  شنوند.
وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِی أَكِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَیهِ وَفِی آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِن بَینِنَا وَبَینِكَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ؛ گفتند : دلهای  ما از آنچه  ما را بدان  دعوت  می  کنی  در پرده  است  و، گوشهامان  سنگین  است  و میان  ما و تو حجابی  است   تو به  کار خود پرداز و  ما نیز به  کار خود می  پردازیم.
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ یوحَى إِلَی أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیهِ وَاسْتَغْفِرُوهُ وَوَیلٌ لِّلْمُشْرِكِینَ؛ بگو : من  انسانی  هستم  همانند شما  به  من  وحی  شده  که  خدایتان  خدایی   است یکتا  پس  بدو روی  آورید و از او آمرزش  بخواهید  و وای  بر مشرکان   :
الَّذِینَ لَا یؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ؛ آنهایی  که  زکات  نمی  دهند و به  آخرت  ایمان  ندارند.
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیرُ مَمْنُونٍ؛ آنان  را که  ایمان  آورده  اند و کارهای  شایسته  می  کنند ، پاداشی  است ، تمام ناشدنی.
خداوند متعال به بندگانش خبر می دهد که این کتاب در بزرگ و قرآن زیبا « تَنزِیلٌ مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ» از سوی خداوند بخشاینده مهربان نازل شده؛ خداوندی که رحمت او همه چیز را در بر گرفته است که یکی از بزرگترین رحمت های او فرو فرستادن این کتاب می باشد که به وسیله آن چنان علم و هدایت و نور و شفا و رحمت و خیر فراوانی حاصل شده است که بزرگ ترین نعمت های او بر بندگان است ، یگانه راه خوشبختی در هر دو جهان می باشد. سپس کتاب را ستود و بیان کرد که کاملا روشنگر است. پس فرمود:« فُصِّلَتْ آیاتُهُ» هر چیز را جداگانه تفصیل داده و تبیین نموده است و این مستلزم بیان و روشنگری کامل و جدا کردن هر چیز از دیگری و مشخّص کردن حقایق است. « قُرْآنًا عَرَبِیا» به زبان شیوای عربی که کامل ترینِ زبان ها است آیات آن تفصیل و تبیین شده است. « لِّقَوْمٍ یعْلَمُونَ» برای قومی که می دانند. یعنی تا معنی اش برایشان روشن گردد و همان طور که کلمات و الفاظ آن روشن است، هدایت را نیز برایشان از گمراهی مشخص گرداند. امّا جاهلانی که هدایت و رهنمود ، چیزی جز گمراهی به آنها نمی افزاید و روشنگری جز کوری و نابینایی به آنان اضافه نمی کند، این قرآن برای آنها بیان نگردیده است.« سَوَآءُ عَلَیهِم ءأَنذَرتَهُم أَم لَم تُنذِرهُم لَا یُومِنُونَ»  برایشان یکسان است چه آنها را هشدار دهی و چه آنان را هشدار ندهی ایمان نمی آورند.
« بَشِیرًا وَنَذِیرًا» قرآن انسان را به پاداش دنیا و آخرت مژده می دهد و او را از عذاب دنیا و آخرت می ترساند و تفصیل هریک را بیان کرده است و اسباب و اوصافی را که موجب برخورداری انسان از مژده خدا و یا گرفتار شدن وی به عذاب او می شوند ذکر کرده است. بنابراین کتابی را که دارای چنین صفاتی است باید پذیرفت و به آن یقین نمود و به آن ایمان آورد و بدان عمل کرد. ولی بیشتر مردم همانند مستکبران روی گردانند.« فَهُمْ لَا یسْمَعُونَ» پس آنها به قرآن گوش فرا نمی دهند؛ گوش فرا دادنِ قبول و استجابت، گرچه آن را با گوش ها می شنوند؛ شنیدنی که به وسیله ی آن حجّت شرعی بر آنها اقامه می گردد.« وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِی أَكِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَیهِ وَفِی آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِن بَینِنَا وَبَینِكَ حِجَابٌ» و کسانی که از قرآن روی گردانند و اظهار می دارند که از آن بهره مند نمی شوند چرا که راههای رسیدن به آن را بسته اند، گفتند: در برابر چیزی که ما را به سوی آن  فرا می خوانی دل های ما در پوشش هایی قرار گرفته و در گوش هایمان سنگینی است. یعنی در گوش هایمان کری هست، بنابراین ما نمی شنویم و میان ما و تو حجابی است که تو را نمی بینیم.
یعنی اظهار کردند که از قرآن روی گردان می باشند و نفرت خود را از آن، و خرسندی خویش ر ا از آنچه که بر آن هستند اظهار داشتند. بنابراین گفتند:« فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ» همچنان که تو عمل کردنِ به دینت را دوست داری و آن را می پسندی ما هم کاملا عمل نمودن به دین خود را می پسندیم. این از بزرگ ترین رسوایی هاست، چرا که آنها راضی شدند که به جای هدایت، در گمراهی مانند و به جای ایمان، کفر را برگزینند و آخرت را به دنیا فروختند.
« قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ یوحَى إِلَی» ای پیامبر! به آنها بگو: من فقط انسانی مثل شما هستم. یعنی من همانند شما انسانی هستم و اختیاری ندارم و آنچه را که شما به شتاب می طلبید، نزد من نیست. و آنچه که خداوند به وسیله آن مرا بر شما فضیلت و برتری داده این است که به من وحی می شود و مرا فرمان داده  تا از آن پیروی کنم و شما را به آن دعوت نمایم. « َفاسْتَقِیمُوا إِلَیهِ» پس، با تصدیق نمودن خبری که خداوند داده است از راهی پیروی کنید که انسان را به خدا می رساند و از این حقیقت استقامت است، و همواره و همیشه چنین باشید. و فرمود:« إِلَیهِ» به سوی او رو کنید. در اینجا اخلاص را یادآوری نموده است، که عمل کننده باید هدف و منظورش از انجام دادن هر عملی رسیدن به خدا و بهشت باشد پس با این چیز، عمل او خالص و صالح و مفید می شود. و اگر در عمل او این هدف وجود داشته باشد عملش باطل می گردد. و از آن جا که بندگان ِ حریص بر استقامت هم به علّت تقصیر در انجام آن چه بدان امر شده و یا مرتکب شدن آنچه از آن نهی شده اند از آنان کوتاهی سر می زند، بنابراین آنها را دستور داد تا آمرزشی همراه با توبه از خدا بخواهند . پس فرمود:« وَاسْتَغْفِرُوهُ» و از او آمرزش بخواهید. سپس کسانی را مورد تهدید قرار داد که استقامت نمی ورزند و فرمود:« وَوَیلٌ لِّلْمُشْرِكِینَ  ؛ الَّذِینَ لَا یؤْتُونَ الزَّكَاةَ» و وای به حال مشرکان؛ آن کسانی که زکات نمی دهند. یعنی کسانی که جز او چیزهای دیگری را عبادت می کنند که مالک هیچ سود و زیان و مرگ و زندگی و رستاخیزی نیستند، و آنها خودشان را آلوده  کرده اند، و با  توحید و یگانه پرستی و اخلاص خویشتن را پاکیزه نکرده، و نماز نخوانده و زکات نپرداخته  اند. پس آنها نه حق خداوند را با یکتاپرستی و توحید و خواندن نماز انجام داده اند و نه زکات پرداخته اند تا از سوی آنها فایده ای به مردم برسد.« وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ» و ایشان به آخرت باور ندارند. یعنی به زنده شدن و بهشت و جهنم ایمان نمی آورند. بنابراین وقتی ترس از دل های ایشان دور گردید اقدام به انجام  کارهایی کردند که در آخرت به آنها زیان می رساند.
وقتی از کافران سخن به میان آورد، مومنان و حالت آنان و  اجرشان را بیان نمود و فرمود:« إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» بی گمان کسانی که به این کتاب و آنچه که این کتاب در بردارد و به باور داشتن ِ به آن فرا خوانده است ایمان آورده اند، و ایمان  خود را با انجام دادن کارهای شایسته تصدیق کرده اند که آن اعمال هم مخلصانه انجام شده و هم در انجام آن از قرآن و سنّت پیروی شده است. « لَهُمْ أَجْرٌ غَیرُ مَمْنُونٍ» آنان پاداشی  بزرگ و تمام نشدنی دارند. بلکه پاداش آنها همواره ادامه خواهد داشت و هر لحظه افزون تر می شود و همه لّذت ها و دوست داشتنی ها را در بردارد.
آیه ی 12-9:
قُلْ أَئِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یوْمَینِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِكَ رَبُّ الْعَالَمِینَ؛ بگو : آیا به  کسی  که  زمین  را در دو روز آفریده  است  کافر می  شوید و  برای او همتایان  قرار می  دهید ? اوست  پروردگار جهانیان.
وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِی مِن فَوْقِهَا وَبَارَكَ فِیهَا وَقَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِینَ؛ بر روی  زمین  کوهها پدید آورد و آن  را پر برکت  ساخت  و به  مدت  چهار  روزرزق  همه  را معین  کرد ، یکسان  برای  همه  سائلان.
ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِی دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَینَا طَائِعِینَ؛ سپس  به  آسمان  پرداخت  و آن  دودی  بود  پس  به  آسمان  و زمین  گفت  :  خواه یا ناخواه  بیایید  گفتند : فرمانبردار آمدیم.
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یوْمَینِ وَأَوْحَى فِی كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَینَّا السَّمَاء الدُّنْیا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ ؛ آنگاه  هفت  آسمان  را در دو روز پدید آورد  و در هر آسمانی  کارش  را  به آن ، وحی  کرد  و آسمان  فرودین  را به  چراغهایی  بیاراستیم  و محفوظش   داشتیم  این  است  تدبیر آن  پیروزمند دانا
خداوند کیفر کافران را انکار کرده و می فرماید باید از کفر آنها تعجب کرد؛ کسانی که همتایانی برای او  قرار داده و آنها را شریک او ساخته و عبادت هایشان را برای آنها انجام می دهند و آنان را با پروردگار بزرگ مساوی قرار می دهند؛ فرمانروای بخشنده و بزرگواری که زمین بزرگ و پهناور را در دو روز آفرید سپس آن را در دو روز گستراند و کوه ها را از بالا به صورت میخ بر آن کوبید که آن را محکم نماید و از تکان خوردن و از جا در رفتن آن را نگه می دارد.
پس آفرینش زمین را کامل گرداند و آن را گستراند و روزی های آن را بیرون آورد. « فِی أَرْبَعَةِ أَیامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِینَ» در مدّت چهار روز کامل اینها انجام گرفت، ذکر تعداد این روزها برای کسانی است که درباره ی آن می پرسند، و تو را همانند خداوند آگاه کسی خبر نمی دهد. پس این خبر راستین است که در آن هیچ کم و کاستی نیست. « ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء وَهِی دُخَانٌ» سپس بعد از آفریدن زمین قصد آفرینش آسمان را کرد در حالی که آسمان دودی بود برآمده بر روی آب. « فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا» پس خداوند به آسمان و زمین فرمود: خواسته یا ناخواسته به فرمان من گردن نهید چون فرمان من قطعا اجرا شدنی است. « قَالَتَا أَتَینَا طَائِعِینَ » گفتند: به دلخواه آمدیم. یعنی ما اراده ایی نداریم که مخالف اراده تو باشد.
« فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یوْمَینِ» پس آفرینش آسمان ها و زمین در شش روز انجام یافت، از روز یکشنبه شروع شد و جمعه پایان پذیرفت با این که قدرت الهی و خواست او می تواند همه آفریده ها را در یک لحظه بیافریند. ولی اگر او تواناست، با حکمت و مهربان نیز هست. پس، از حکمت و مهربانی او این بود که آفرینش آسمانها و زمین را در این مدت تعیین شده قرار داد.
ظاهر این آیه با آیه ای که در سوره نازعات بعد از موضوع آفرینش آسمانها ذکر شده تعارض دارد که می فرماید:« وَالأَرضَ بَعدَ ذَلِکَ دَحَهَآ» پس از آن، زمین را گستراند. با این که در  کتاب خدا تعارض و اختلافی نیست ، آن گونه که آفرینش زمین بر آفرینش آسمان ها مقدّم بوده همان طور که در اینجا بیان شده است ، و گستراندن زمین به صورتی که « أَخرَجَ مِنَها مَآءَهَا وَمَرعَها، وَالجِبَالَ أُرسَهَا» « آب و چراگاهش را از آن بیرون آورده و کوه ها را بر آن میخ کرد» بعد از آفرینش آسمانها صورت گرفته است همان طور که در سوره نازعات بیان شده است . بنابراین فرمود:« وَالارضِ بَعدَ ذَلِکَ دَحَهَآ، أَخرَجَ مِنَها» و زمین را بعد از آفرینش آسمانها گستراند به صورتی که از آن آب بیرون آورد. و نفرمود: زمین را بعد از آن آفرید.
« وَأَوْحَى فِی كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا» و به هر آسمانی امر و تدبیر مناسب آن را که حکمت احکم الحاکمین اقتضا نموده بود وحی کرد. « وَزَینَّا السَّمَاء الدُّنْیا بِمَصَابِیحَ» و آسمان دنیا را با چراغ هایی آراستیم و این چراغ ها ستارگان  هستند که روشنایی می دهند و به وسیله آنها مردم راهیاب می شوند و باعث زینت و زیبایی هستند. « وَحِفْظًا» و با آن آسمان محافظت می شود و شیاطین وقتی که برای استراق سمع به آسمان می روند با این ستاره ها رانده می شوند. « ذَلِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ » آنچه در زمین و آسمان و آنچه در میان آنهاست برنامه ریزی خداوند تواناست که با توانایی اش بر همه چیز چیره است و به تدبیر آن پرداخته و با قدرت خویش مخلوقات را آفریده است. داناست و با دانایی و علم خود همه مخلوقات را احاطه نموده  است ،مخلوقاتی که حاضر و مخلوقاتی که حاضر نیستند.
آیه ی 14-13:
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنذَرْتُكُمْ صَاعِقَةً مِّثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ؛ پس  اگر اعراض  کردند ، بگو : شما را از صاعقه  ای  همانند صاعقه  ای  که   برعاد و ثمود فرود آمد می  ترسانم.
إِذْ جَاءتْهُمُ الرُّسُلُ مِن بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ قَالُوا لَوْ شَاء رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَائِكَةً فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ ؛ آنگاه  که  رسولان  از پیش  رو و پشت  سر نزدشان  آمدند و گفتند که  جز خدای ، یکتا را مپرستید ، گفتند : اگر پروردگار ما می  خواست  فرشتگان  را از آسمان نازل  می  کرد  ما به  آنچه  شما بدان  مبعوث  شده  اید ایمان  نمی  آوریم.
خالص ننمودن طاعت و عبادت از سوی مشرکان برای این پروردگار بزرگ و یگانه و قهّار که مخلوقات تسلیم فرمان او هستند و تقدیر او در آنها نافذ است امری عجیب می باشد و عجیب تر این که آنها برای خداوند همتایانی قرار داده اند که آنها را با خداوند برابر قرار می دهند در حالی که آن همتایان و معبودهای باطل در اوصاف و کارهایشان ناقص اند. و اگر روی گردانی اینها ادامه یابد مسلّما به عذاب های دنیوی و اخروی گرفتار می شوند. بنابراین آنها را ترساند و فرمود:« فَإِنْ أَعْرَضُوا» پس اگر این تکذیب کنندگان بعد از آن که اوصاف قرآن و صفات خداوند بزرگ برای آنها بیان شد روی گردان شدند، « فَقُلْ أَنذَرْتُكُمْ صَاعِقَةً» بگو: شما را از عذابی می ترسانم که شما را ریشه کن و نابود می کند. « مِّثْلَ صَاعِقَةِ عَادٍ وَثَمُودَ» همان عذابی که دو قبیله معروف عاد و ثمود را نابود کرد. و  عذاب آنها را فرو گرفت و این به خاطر ستمگری و کفرورزی شان بود.
« إِذْ جَاءتْهُمُ الرُّسُلُ مِن بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ» هنگامی که پیغمبران یکی پس از دیگری به نزد ایشان آمدند. و دعوت همه پیامبران یکی بود و آن این که :« أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ» جز خدا را پرستش نکنید. یعنی آنها را به خالص گرداندن عبادت و طاعت برای خدا فرمان می دادند و آنها را از شرک ورزیدن نهی می نمودند. امّا آنان رسالت پیامبران را نپذیرفته و آنان را تکذیب کردند « قَالُوا لَوْ شَاء رَبُّنَا لَأَنزَلَ مَلَائِكَةً» گفتند: اگر پروردگارمان می خواست که پیغمبری بفرستد فرشتگانی فرو می فرستاد. شما همانند ما انسان هستید.« فَإِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ »  پس به چیزهایی که با خود آورده اید باور نداریم. این شبهه همواره بین امّت های تکذیب کننده وجود داشته و این از واهی ترین و پوچ ترین شبهات است. زیرا شرط نیست که فرستاده شده حتما فرشته باشد. بلکه شرط رسالت این است پیامبر چیزی را بیاوردکه بر راستگویی او دلالت کند. پس اگر آنها راست می گویند راستگویی آنان را از نظر عقلی و شرعی زیر سوال ببرند، اما هرگز نمی توانند این کار را بکنند.
آیه ی 16-15:
فَأَمَّا عَادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَوَلَمْ یرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَكَانُوا بِآیاتِنَا یجْحَدُونَ ؛ اما قوم  عاد ، به  ناحق  در روی  زمین  گردنکشی  کردند و گفتند : چه  کسی  از  ما نیرومندتر است  ? آیا نمی  دیدند که  خدایی  که  آنها را آفریده  است  از  آنها نیرومندتر است  که  آیات  ما را انکار می  کردند?
فَأَرْسَلْنَا عَلَیهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا فِی أَیامٍ نَّحِسَاتٍ لِّنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْی فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَخْزَى وَهُمْ لَا ینصَرُونَ ؛ ما نیز بادی  سخت  و غران  در روزهایی  شوم  بر سرشان  فرستادیم  تا در دنیا، عذاب  خواری  را به  آنها بچشانیم   و عذاب  آخرت  خوار کننده  تر است  و  کسی به  یاریشان  برنخیزد.
این بیان مشروح و مفصّل داستان دو  امّتِ عاد و ثمود است. « فَأَمَّا عَادٌ» قوم عاد علاوه بر اینکه به خدا کفر ورزیدند و آیات خدا را انکار کردند و به رسالت پیامبرانش باور نداشتند در زمین تکبر می ورزیدند و بر بندگانی که در اطراف آنها بودند چیره شدند و به آنها ستم کردند و قدرتشان آنها را به شگفت واداشت. « وَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً» و گفتند: چه کسی از ما قدرت بیشتری دارد؟خداوند متعال در رد گفته آنها پاسخی داد که همه آن را می دانند و برای هرکس مسلّم است . پس فرمود:« أَوَلَمْ یرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً» آیا نیندیشیده اید خدایی که آنان را آفریده از آنان توانمندتر است! پس اگر خداوند آنها را نمی آفرید، به وجود نمی آمدند. و اگر آنها به درستی به این حالت نگاه می کردند مغرور نمی شدند و فریب قدرتشان را نمی خوردند. پس خداوند به آنها کیفری داد که  مناسب با قدرت و  توانایی شان بود .« فَأَرْسَلْنَا عَلَیهِمْ رِیحًا صَرْصَرًا» یعنی باد بزرگی را به سوی آنها روانه کردیم، و از بس که قوی و سخت و تند بود دارای صدایی وحشتناک همانند رعد بود. خداوند این باد را « فِی أَیامٍ نَّحِسَاتٍ» در روزهای شومی بر آنها فرستاد.« سَبعَ لَیَالِ وَثَمَنِیَةَ أَیَّامِ حُسُومَا فَتَرَی القَومَ فِیهَا صَرعَی کَأَنَّهُم أَعجَازُ نُخلِ خَاوِیَةِ» هفت شب و هشت روز پیاپی، پس قوم را بیهوش و به زمین افتاده می دیدی، گویا تنه های درخت خرمای افتاده هستند. این باد آنها را هلاک و نابود ساخت و از آنها چیزی جز مسکن هایشان دیده نمی شد. در اینجا فرمود:« لِّنُذِیقَهُمْ عَذَابَ الْخِزْی فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا» تا عذاب رسوایی را در زندگانی دنیا به آنها بچشانیم. یعنی عذابی که به وسیله آن خوار گردیدند و میان مردم رسوا شدند. « وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَخْزَى وَهُمْ لَا ینصَرُونَ » و همانا عذاب آخرت رسوا  کننده تر است و آنها اصلا یاری نمی شوند. یعنی نمی  توانند از عذاب خدا جلوگیری کنند و نمی توانند به خودشان فایده و سودی برسانند.
آیه ی 18-17:
وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَینَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا كَانُوا یكْسِبُونَ؛ اما قوم  ثمود ، هدایتشان  کردیم   و آنها کوری  را از هدایت  بیشتر  دوست می  داشتند  تا آنکه  به  خاطر اعمالی  که  می  کردند صاعقه  عذاب  خوار  کننده آنها را فرو گرفت.
وَنَجَّینَا الَّذِینَ آمَنُوا وَكَانُوا یتَّقُونَ؛ و ما کسانی  را که  ایمان  آورده  بودند و پرهیزگار بودند نجات  دادیم.
« وَأَمَّا ثَمُودُ» ثمود قبیله معروفی بود که در حجر و حوالی آن سکونت داشتند. خداوند صالح علیه السلام را به سوی ایشان فرستاد که آنها را به یگانه پرستی و توحید دعوت نمود، و از شرک ورزی نهی کرد. و خداوند شتر ماده را به عنوان معجزه و نشانه بزرگی به آنها ارائه داد که یک روز آب سهمیه آنها بود و یک روز سهمیه شتر.
آنها یک روز شیر شتر را می نوشیدند و یک روز آب را. آنها چیزی خرج شتر نمی کردند بلکه شتر از زمین خدا می خورد. بنابراین در اینجا فرمود:« وَأَمَّا ثَمُودُ فَهَدَینَاهُمْ» و ثمود را راهنمایی کردیم. یعنی با روشنگری راه را به آنها نشان دادیم. در مورد ثمور تصریح کرد که برایشان اتمام حجّت شده و راهنمایی شده اند با این که همه امتّ هایی که هلاک شده اند حجّت بر آنها اقامه گردیده و برایشان روشنگری شده  است، امّا ثمود را به صورت خاص بیان کرد چون معجزه و نشانه ای که برای آنها آمده بود آشکار و ظاهر بود و بزرگ و کوچک و زن و مردشان آن را دیدند، بنابراین آنها را به طور اختصاصی بیان کرد که برایشان روشنگری شده و راهنمایی گردیده اند و امّا آنها به سبب ستمگری و بدکاری شان نابینایی را که کفر و گمراهی است بر هدایت که علم و بیان است ترجیح دادند. « فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَى عَلَى الْهُدَى فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ بِمَا كَانُوا یكْسِبُونَ» پس آذرخش عذاب خواری آنان را به سبب کارهایی که می کردند فرا گرفت. این عذاب به خاطر اعمالشان بود نه این که خداوند بر آنها ستم کرده باشد. « وَنَجَّینَا الَّذِینَ آمَنُوا وَكَانُوا یتَّقُونَ» خداوند، صالح علیه السلام و مومنانی را که از او پیروی کرده و از شرک و گناهان پرهیز نموده بودند نجات داد.
آیه ی 24-19:
وَیوْمَ یحْشَرُ أَعْدَاء اللَّهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ یوزَعُونَ؛ و روزی  که  دشمنان  خدا را گرد آورند و به  صف  برانندشان  ،
حَتَّى إِذَا مَا جَاؤُوهَا شَهِدَ عَلَیهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا یعْمَلُونَ؛ چون  به  کنار آتش  آیند ، گوش  و چشمها و پوستهاشان  به  اعمالی  که   مرتکب شده  اند بر ضدشان  شهادت  دهند.
وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَینَا قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنطَقَ كُلَّ شَیءٍ وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ؛ به  پوستهای  خود گویند : چرا بر ضد ما شهادت  دادید ? گویند : آن  خدایی ، که  هر چیزی  را به  سخن  می  آورد و شما را نخستین  بار بیافرید و به  او  بازگشت  می  یابید ، ما را به  سخن  آورده  است.
وَمَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یشْهَدَ عَلَیكُمْ سَمْعُكُمْ وَلَا أَبْصَارُكُمْ وَلَا جُلُودُكُمْ وَلَكِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا یعْلَمُ كَثِیرًا مِّمَّا تَعْمَلُونَ ؛ از اینکه  گوش  و چشمها و پوستهایتان  به  زیان  شما شهادت  دهند چیزی   نهان نمی  داشتید ، بلکه  می  پنداشتید که  خدا بر بسیاری  از کارهایی  که  می   کنید آگاه  نیست.
وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِی ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ أَرْدَاكُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنْ الْخَاسِرِینَ؛ و این  بود گمانی  که  به  پروردگارتان  داشتید  هلاکتان  کرد و در شمار، زیان کردگان  در آمدید.
فَإِن یصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ وَإِن یسْتَعْتِبُوا فَمَا هُم مِّنَ الْمُعْتَبِینَ؛ پس  اگر شکیبایی  ورزند ، جایگاهشان  در آتش  است  ، و اگر هم  طالب  عفو  شوند کسی  آنها را عفو نکند.
خداوند از دشمانش خبر می دهد، آنهایی که به او و به آیات او کفر ورزیدند، و پیامبران او را تکذیب نمودند و با آنان دشمنی ورزیدند، و حالت زشت آنها را به هنگامی که به سوی جهنم حشر می شوند یعنی گرد آورده می شوند بیان می کند؛ « فَهُمْ یوزَعُونَ» و همه به یکدیگر ملحق می گردند و با شدّت و خشونت به سوی جهنّم رانده می شوند و نمی توانند امتناع ورزند و نمی توانند خودشان را یاری نمایند و نه از سوی کسی دیگر یاری می شوند. « حَتَّى إِذَا مَا جَاؤُوهَا شَهِدَ عَلَیهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا كَانُوا یعْمَلُونَ» تا این که بر جهنّم وارد می شوند و به آن می رسند و می خواهند گناهانی که کرده اند انکار نمایند  پس گوش ها و چشمان و پوست هایشان به آنچه می  کردند علیه آنان گواهی می دهند. لفظ« جُلُودِهِمْ» ذکر عام بعد از خاص است، زیرا منظور از آن اتمام اعضای بدن است. یعنی هر عضوی از اعضایشان گواهی می دهد و هر عضوی می گوید من در فلان روز چنین و چنان کردم. و این سه عضو را به طور ویژه بیان کرد چون بیشتر گناهان به وسیله این سه عضو یا به سبب اینها انجام می گیرد.
وقتی که تمامی اعضای بدنشان علیه آنها گواهی می دهند آنان اعضایشان را سرزنش می کنند:« وَقَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَینَا» و به پوست های خود می گویند چرا علیه ما و به زیان ما گواهی دادید در حالی که ما از شما دفاع می کنیم؟ ای دلیلی است بر این که هر عضوی همان طور که گفتیم گواهی می  دهد. « قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنطَقَ كُلَّ شَیءٍ» در پاسخ می گویند: خداوندی که همه چیز را به سخن آورده است ما را گویا نموده است پس ما نمی توانیم از شهادت و گواهی دادن امتناع ورزیم زیرا ما را کسی گویا کرده است که هیچ چیزی نمی تواند از خواست او سرپیچی نماید. « وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ» و او شما را نخستین بار آفرید. پس همان طور که جسم هایتان را آفریده است همچنین صفت هایتان را نیز آفریده است و از آن جمله دادن گویایی به شماست. « وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ» و در آخرت به سوی او بازگردانده می شوید و شما را از آنچه کرده اید جزا می دهد. و احتمال دارد که منظور از آن « وَهُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَیهِ تُرْجَعُونَ» استدلال با آفرینش نخستین بر زنده شدن پس از مرگ باشد، همانگونه که قرآن برای اثبات زنده شدنِ پس از مرگ این گونه استدلال می نماید.
« وَمَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یشْهَدَ عَلَیكُمْ سَمْعُكُمْ وَلَا أَبْصَارُكُمْ وَلَا جُلُودُكُمْ» یعنی شما از شهادت دادن اعضایتان بر ضدّ خود پنهان نمی شدید و از این هراس نداشتید و پرهیز نمی کردید.« وَلَكِن ظَنَنتُمْ أَنَّ اللَّهَ لَا یعْلَمُ كَثِیرًا مِّمَّا تَعْمَلُونَ » بلکه شما با اقدام به انجام گناهان گمان بردید که خداوند بسیاری از آنچه را که می کنید نمی داند، بنابراین همه آنچه که خواستید از شما سر زد.
و این گمان سبب هلاکت و بدبختی شما گردید. به  همین خاطر فرمود:« وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِی ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ» گمان بدی که درباره پروردگارتان داشته اید؛ گمانی که شایسته شکوه او نیست، « أَرْدَاكُمْ» شما را هلاک کرد. « فَأَصْبَحْتُم مِّنْ الْخَاسِرِینَ» در نتیجه از زمره کسانی شدید که خود و خانواده و  دینشان را به سبب اعمالی از دست دادند که گمان بد شما نسبت به پروردگارتان موجب پیدایش آنها شد. پس فرمان عذاب و شقاوت بر شما محقّق گشت و همیشه در عذاب می مانید و یک لحظه از آن کاسته نمی شود.
« فَإِن یصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ» پس اگر شکیبایی کنند آتش دوزخ جایگاهشان  است که توان تحمّل آن را ندارند. و می توان فرض کرد که آدمی بر هر حالتی بردبار و صبور باشد امّا بر آتش نمی  توان شکیبا بود. چگونه می توان بر آتشی صبر  کرد که به شدّت سوزان است و هفتاد برابر آتش دنیا داغ تر می باشد و آب آن به شدت جوش می آی و بوی متعفن چرک های برآمده از جسم دوزخیان چند برابر و سرمای زمهریر آن چندین برابر می باشد و زنجیرها و طوق های آن بزرگ است و گرزهایش نیز بزرگ است و نگهبانان آن درشت خو و خشن اند و هیچ رحمی در دل ندارند، و پایان بخش همه  اینها ناخشنودی و خشم پروردگار است که وقتی او را صدا می زنند می فرماید:« اخسَئُوا فِیهَا وَلَا تُکَلِّمُونَ» بتمرکید در آن و حرف نزنید! « وَإِن یسْتَعْتِبُوا» و اگر بخواهند سرزنش از آنها دور شود و سپس به دنیا باز گردانده شوند تا از نو عمل کنند،« فَمَا هُم مِّنَ الْمُعْتَبِینَ» درخواست آنها پذیرفته نمی شود و به دنیا بازگردانده نمی شوند، چون وقت آن گذشته  است و عمری را به سر  کرده اند که در چنان عمری هرکس بخواهد پند می گیرد. ضمنا هشداری دهنده ای به سراغ آنها آمده بود. و دلیل و حجّتی ندارند، با این که درخواست آنها برای این که به دنیا بازگردانده شوند تا از نو عمل نیک انجام دهند دروغ است. زیرا « وَلَو رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنهُ وَإِنَّهُم لَکَذِبُونَ» اگر به دنیا بازگردانده شوند دوباره به سوی چیزهایی می روند که از آن نهی شده اند، و اینان دروغگویانند.
آیه ی 25:
وَقَیضْنَا لَهُمْ قُرَنَاء فَزَینُوا لَهُم مَّا بَینَ أَیدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَحَقَّ عَلَیهِمُ الْقَوْلُ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِینَ ؛ و برایشان  همدمانی  مقدر کردیم  و آنان  حال  و آینده  را در نظرشان   بیاراستند  و بر آنها نیز همانند پیشینیانشان  از جن  و انس  ، عذاب   مقرر شد  زیرا زیانکار بودند.
« وَقَیضْنَا لَهُمْ قُرَنَاء» و برای این ستمگران که منکر حق هستند همنشینانی از شیطان ها گماردیم. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« أَلَم تَرَ أَنَّاَ أَرسَلنَا الشَّیَطِینَ عَلَی الکَفِرینَ تُوزُهُّم أَزَّا» آیا ندیده ای که شیاطین را بر کافران گماردیم که آنها را به سوی گناهان می کشانند و آنها را بر ارتکاب گناه تحریک می  کنند؟ « فَزَینُوا لَهُم مَّا بَینَ أَیدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ» پس دنیا و آخرت را در نظر آنها زیبا جلوه دادند. دنیا را در مقابل چشمان ِ آنها آراسته کردند و آنان را به استفاده از لذّت ها و شهوت های حرام دنیا  فرا خواندند تا این که گول خورده و به فتنه ها مبتلا گشتند. بنابراین اقدام به ارتکاب گناه کردند و راه  مبارزه با خدا و پیامبر را در پیش گرفتند. امّا در مورد آخرت، شیطان ها برای آنان چنان وانمود می کردند که آخرت بسیار بعید است ، و آنها را از آخرت غافل گرداندند و شبهات زیادی در دل آنها افکندند که آخرتی نخواهد آمد. پس ترس از آخرت از دل های آنان رخت بربست و شیاطین آنان را به سوی کفر و بدعت و گناهان پیش بردند.
تکذیب کنندگان،  از ذکر خدا و آیات الهی روی گرداندند و حق را  انکار کردند در نتیجه خداوند شیاطین را بر آنها مسلّط نمود. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« وَمَن یَعشُ عَن ذِکرِ الرَّحمَنِ نُقَیِض لَهُ شَیطَنَاَ فَهُوَ لَهُ قَرینُ» وَإِنَّهُم لَیَصُدُّونَهُم عَنِ السَّبِیلِ وَیَحسَبُونَ أَنَّهُم مُّهتَدُونَ» و هرکس از ذکر و یاد خداوند مهربان روی بگرداند شیطانی را بر او می گماریم که همنشین او می شود، و آنان را از راه راست باز می دارند، حال آن که گمان می برند که راه یافته هستند. « وَحَقَّ عَلَیهِمُ الْقَوْلُ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِینَ » و فرمان الهی و تقدیر او بر این رفته است که آنها در زمره امّت های گمرای از جن و انس هستند که پیش از ایشان بوده اند و عذاب خود را از دست داده و در دین و آخرت دچار زیان شده  اند، و هرکس زیانمند شود حتما باید خوار و بدبخت شود و  عذاب ببیند.
آیه ی29-26:
وَقَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِیهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ؛ کافران  گفتند : به  این  قرآن  گوش  مدهید و سخن  بیهوده  بدان  بیامیزید ،، شاید پیروز گردید.
فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا عَذَابًا شَدِیدًا وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی كَانُوا یعْمَلُونَ؛ کافران  را عذابی  سخت  می  چشانیم  و بدتر از آنچه  می  کرده  اند پاداش  می   دهیم.
ذَلِكَ جَزَاء أَعْدَاء اللَّهِ النَّارُ لَهُمْ فِیهَا دَارُ الْخُلْدِ جَزَاء بِمَا كَانُوا بِآیاتِنَا یجْحَدُونَ؛ این  است  کیفر دشمنان  خدا : آتش   در درون  آن  خانه  ای  همیشگی  دارند  این  کیفر آنهاست  ، زیرا آیات  ما را انکار می  کردند.
وَقَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَینِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِیكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِینَ؛ کافران  گویند : ای  پروردگار ما ، آن  دو تن  را از جن  و انس  که  ما را  گمراه  کردند به  ما بنمایان  ، تا پای  بر سر آنها نهیم  تا از ما فروتر  روند.
 خداوند متعال از روی گردانی کافران از قرآن و توصیه یکدیگر به روی برتافتن از آن خبر می دهد و می فرماید:« وَقَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ» و کافران گفتند: با گوش ندادن به قرآن از آن روی بگردانید و از توجّه به آن و گوش دادن به آن و به کسی که آن را آورده به شدّت پرهیز کنید. و اگر به طور اتفاقی آن را شنیدید با آن مخالفت کنید، « وَالْغَوْا فِیهِ»  و سخنی بی فایده در اثنای شنیدن آن بگویید، بلکه سخن مضر و زیان آور بگویید و به هیچ کس اجازه ندهید که برای شما قرآن بخواند یا مفاهیم آن را بیان نماید. و این زبان حالشان بود و نیز با زبان قال در مورد روی گرداندن از قرآن چنین می گفتند.« لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ» شاید اگر چنین کنید پیروز شوید. و این گمراهی و شهادتی است از جانب دشمنان، و واضح ترین حق و حقیقت همان است که دشمنان  به آن گواهی دهند، پس دشمنان گواهی دادند که تنها راه پیروزی شما برکسی که حق را آورده  این است که از او روی برتابید و یک دیگر را به این سفارش کنید. مفهوم سخنشان این است که اگر آنها در هنگام تلاوت قرآن یاوه سرایی نکنند و جاروجنجال به راه نیاندازند بلکه به آن گوش فرا دهند، پیروز نخواهند شد، چون حق همواره چیره و پیروز است، و مغلوب واقع نمیگردد. این چیزی است که اهل حق و دشمنان حق آن را می دانند.
چون  این را از روی ستمگری و عناد انجام دادند امیدی به هدایت آنها نمانده است و تنها راه حل، عذاب دادن و شکنجه کردنشان  است. بنابراین فرمود:« فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا عَذَابًا شَدِیدًا وَلَنَجْزِینَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی كَانُوا یعْمَلُونَ» ما قطعا به کافران عذاب سختی می چشانیم و آنان را در برابر بدترین کاری که کرده اند جزا و سزا خواهیم داد. و بدترین کاری که کرده اند کفر و گناهان می باشند، چون آنها گناه و غیره انجام می دادند، و کیفری که می بینند به سزای شرکی است که انجام می دادند. « وَلَا یَظلِمُ رَبُّکَ أَحَدَا» و پروردگارت بر هیچ کسی ستم نمی کند.
« ذَلِكَ جَزَاء أَعْدَاء اللَّهِ النَّارُ» این سزای دشمنان خداست؛ کسانی که با خدا و دوستانش به مبارزه برخاستند. سزایشان آتش است به کیفر تکذیب و مجادله و اصرار بر کفر.« لَهُمْ فِیهَا دَارُ الْخُلْدِ» و آنها همیشه در آن باقی می مانند، و یک لحظه عذاب از آنها دفع نمی شود، و آنها یاری کرده نمی شوند. « جَزَاء بِمَا كَانُوا بِآیاتِنَا یجْحَدُونَ» این به سزای آن است که آیات ما را انکار می کردند.
و آیات ما آیاتی روشن و دلایلی قاطع هستند که باعث یقین می گردند. پس بزرگ ترین ستم و بزرگ ترین عناد  انکار آیات و کفر ورزیدن به آن است. « وَقَالَ الَّذِینَ كَفَرُوا» و آن دسته از کافران که پیروز سران بودند از بس که بر کسانی که آنها را گمراه  کرده اند خشمگین هستند می گویند:« رَبَّنَا أَرِنَا الَّذَینِ أَضَلَّانَا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ» پروردگارا! دو گروهی که از شیاطین انس و جن و  دعوتگران به جهّنم بودند و ما را به سوی گمراهی و عذاب راهنمایی کردند به ما نشان بده. « نَجْعَلْهُمَا تَحْتَ أَقْدَامِنَا لِیكُونَا مِنَ الْأَسْفَلِینَ » تا آنان را زیر پاهای خود بگذاریم و لگدمالشان کنیم تا پست و پایمال شوند. همان طور که ما را گمراه ساختند و به فتنه مبتلایمان کردند و سبب پستی و خواری ما گشتند. در اینجا بیان شده که آنها بر یکدیگر  خشمگین هستند و از یک دیگر بیزاری می جویند.
آیه ی 32-30:
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی كُنتُمْ تُوعَدُونَ ؛ بر آنان  که  گفتند : پروردگار ما الله  است  و پایداری  ورزیدند ،، فرشتگان فرود می  آیند که  مترسید و غمگین  مباشید ، شما را به  بهشتی  که   وعده  داده  بودند بشارت  است.
نَحْنُ أَوْلِیاؤُكُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَفِی الْآخِرَةِ وَلَكُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ؛ ما در دنیا دوستدار شما بودیم  و نیز در آخرت  دوستدار شماییم   در  بهشت هر چه  دلتان  بخواهد و هر چه  طلب  کنید برایتان  فراهم  است.
نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِیمٍ؛ سفره  ای  است  از جانب  خدای  آمرزنده  مهربان.
خداوند متعال از بندگانش خبر می دهد و در ضمن دیگران را تشویق می نماید که به آنها اقتدا کنند. پس فرمود:« إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» بی گمان کسانی که گفتند: پروردگار ما الله است سپس پابرجا و استوار ماندند. یعنی به ربوبّیت خداوند متعال اعتراف نمود و بدان  خشنود بودند و تسلیم فرمان او شدند سپس بر صراط مستقیم استقامت کردند؛ هم آن را فرا گرفته و هم بدان عمل کردند، پس اینان را در دنیا و آخرت مژده باد. « تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا» که فرشتگان بزرگوار همواره بر آنها فرود می آیند و هنگامی که در حالت جان دادن و مرگ هستند آنان را مژده می دهند که از آینده تان نترسید و برگذشته نیز اندوهگین مباشید. پس ناگواری و ناراحتی گذشته و آینده را از آنها نفی کرد. « وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی كُنتُمْ تُوعَدُونَ » و به بهشتی که وعده داده می شدید شادمان باشید. آن بهشت برای شما واجب شده و وعده الهی انجام شدنی است. نیز در حالی که به آنها مژده می دهند و آنان را استوار می دارند و می گویند:« نَحْنُ أَوْلِیاؤُكُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَفِی الْآخِرَةِ» ما در زندگی دنیا و آخرت دوستان و یاوران شما هستیم. در دنیا آنها را به انجام دادن کارهای خیر تشویق می نمایند، و خیر را برایشان می آرایند و آنان را از شر برحذر می دارند و آن را در دل هایشان زشت جلوه می دهند و برایشان پیش خدا دعا می کنند و به  هنگام مصیبت ها و اضطراب ها آنان را پایدار می گردانند به خصوص به هنگام سختی مرگ و در قبر و تاریکی آن و در قیامت و وحشت های آن بر پل صراط. و در بهشت، بزرگداشت الهی را به آنان تبریک می گویند و از هر دری بر آنان وارد می شوند و می گویند:« سَلَمُ عَلَیکُم بَمِا صَبَرتُم فَنِعمَ عُقبَی الدَّارِ» سلام بر شما به سبب آنچه بردباری کردید. پس چه خوب است سرانجام سرای بهشت. و نیز به آنها می گویند:« وَلَكُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُكُمْ» و در بهشت هرچه دلتان بخواهد برایتان آماده و مهیّا شده است. « وَلَكُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ» و هرچه بخواهید از انواع لذت هایی که هیچ چشمی آنها را ندیده و هیچ گوشی اخبار آن را نشنیده و به دل هیچ انسانی خطور نکرده برایتان فراهم است.
« نُزُلًا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِیمٍ» این پاداش فراوان و نعمت پایدار، مهمانی و پذیرایی است از جانب خداوند آمرزگار مهربان، چرا که گناهانتان را بخشید و  نسبت به شما مهربان است، چون به شما توفیق داد تا کارهای نیک انجام دهید سپس آن را از شما پذیرفت . پس با آمرزیدتان هر امر نامطلوب و ناگواری را از شما دور کرد و از مهربانی اش شما را به آنچه مطلوب است رساند.
آیه ی 33:
وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ؛ چه  کسی  را سخن  نیکوتر از سخن  آن  که  به  سوی  خدا دعوت  می  کند و کارهای ، شایسته  می  کند و می  گوید البته  که  من  از مسلمانانم  ?
این استفهام به معنی نفی ثابت است. یعنی سخن هیچ کسی بهتر از سخن و راه و حالت کسی نیست« مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ» که با تعلیم جاهلان و موعظه گفتن برای غافلان و اعراض کنندگان و با مجادله با باطل گران با امر کردن به همه انواع عبادت خدا و نیکو نشان دادن آن به هر طریقِ ممکن ، و بازداشتن از آنچه خدا از آن نهی کرده است و تقبیح نمودن آن به هر طریقی که باعث ترک آن شود، به سوی خدا دعوت می دهد. به خصوص دعوت کردن به اصل دین اسلام و زیبا نشان دادن آن و مجادله با دشمنان دین با شیوه ای نیکو. و نهی  کردن از آنچه که مخالفت دین اسلام است از قبیل کفر و شرک و امر به  معروف و نهی از منکر، و محبوب جلوه دادن خدا در دل مردم به وسیله ی ذکر نعمت هایش به صورتی مفصل ، و ذکر جود و بخشش های فراوان و رحمت بیکرانش و ذکر صفات کمال و با عظمتش از مصادیق دعوت به سوی خداست. همچنین تشویق به برگرفتن علم وهدایت از کتاب خدا و سنت پیامبر با هر راهی که انسان را به این هدف می رساند از مصادیق دعوت به سوی خداست.و تشویق مردم به انجام نیکی ها، و داشتن اخلاق نیکو با عموم مردم، و با نیکی کردن در مقابل کسی که بدی می کند، و امر به صله ی ارحام و نیکوکاری با پدر و مادر از مصادیق دعوت به سوی خداست. نیز موعظه کردن برای عموم مردم در موسم ها و به هنگام پیش آمدها و مصیبت ها به شیوه ای که مناسب آن وضعّیت است از جمله دعوت کردن به سوی خدا می باشد. و غیر از این موارد که همه را نمی توان برشمرد و دعوت کردن به هر نوع خیر و خوبی و برحذر داشتن از هر شر و بدی در این امر داخل است. سپس خداوند متعال فرمود:« وَعَمِلَ صَالِحًا» و همزمان با این که مردم را به سوی خدا دعوت می کند خود نیز به فرمان برداری از دستورات خدا شتافته و به انجام کارهای شایسته می پردازد که پروردگارش را راضی کند. « وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ» و می گوید: من از زمره ی مسلمانان هستم؛ کسانی که تسلیم فرمان  او هستند و راه او را در پیش گرفته اند. و این مقام و مرتبه مخصوص صدیّقان است؛ آنهایی که برای به کمال رساندن خود و دیگران کوشیده اند و در نتیجه تبدیل به وارث کامل پیامبران شده اند. بد گفتارترین مردم نیز کسی  است که از زمره دعوت دهندگن به گمراهی باشد و راه های گمراهی را در پیش بگیرد . و در میان این دو مقام که یکی تا حد اعلی علیین بال رفته و دیگری تا اسفل سافلین پایین آمده است مقام ها و مراتبی است که جز خدا کسی آن را نمی داند و در این  میان مردمان فراوانی قرار دارند:« وَلِکُلّ دَرَجَتُ مِمَّا عَمِلُوا وَمَا رُّبکَ بِغَفِلٍ عَمَّا یَعمَلُونَ» و برای هریک از اینها مقام هایی است از آنچه کرده اند و پروردگارت از آنچه می کنند غافل نیست.
آیه ی 34-35:
وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَكَ وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ؛ خوبی  و بدی  برابر نیستند  همواره  به  نیکوترین  وجهی  پاسخ  ده  ، تا کسی   که میان  تو و او دشمنی  است  چون  دوست  مهربان  تو گردد.
وَمَا یلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ؛ برخوردار نشوند از این  مگر کسانی  که  شکیبا باشند و کسانی  که  از ایمان   بهره  ای  بزرگ  داشته  باشند.
خداوند متعال می فرماید:« وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیئَةُ» وانجام کارهای نیک و طاعت ها برای جلب رضایت خداوند و انجام کارهای بد و گناه که خد را ناخشنود می کند برابر و یکسان نیست. و نیکی کردن با مردم و بدی کردن با آنها یکی نیستند، نه این کارها و نه صفت آنها و نه جزای آنها یکی نمی باشد. « هَل جَزَاءُ إِلَا حسَنِ إِلَّا الإِحسَنُ» آیا پاداش نیکوکاری جز نیکوکاری است؟! سپس به احسان و نیکوکاری مخصوصی که جایگاه بزرگی دارد فرمان داد و آن نیکی کردن با کسی است که با تو بدی کرده است. پس فرمود:« ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ» هرگاه کسی از مردم با تو بدی کرد به خصوص کسی که حق بزرگی بر تو دارد همانند خویشاوندان و یاران و  امثال آنان، پس اگر با زبان با تو بدی کردند یا کار بدی نسبت به تو روا داشتند، در مقابل با آنها نیکی کن و اگر رابطه خویشاوندی را با تو قطع کردند پیوند خویشاوندی را با تو قطع کردند پیوند خویشاوندی را برقرار بدار. و اگر بر تو ستم کردند آنان را عفو کن. و اگر در حضور تو یا پشت سر تو درباره تو سخنی گفتند، در مقابل چنین مکن، بلکه از آنان درگذر و سخنی نرم با آنان بگوی. و اگر تو را ترک کردند و حرف زدن با تو را ترک گفتند با آنان به زبان خوش سخن بگوی و به آنها سلام کن. پس هرگاه در مقابل بدیِ آنان نیکی کردی فایده بزرگی عایدت می گردد و آن این است:« فَإِذَا الَّذِی بَینَكَ وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ» کسی که میان تو و او دشمنی بوده است به ناگاه چنان می شود که  گویا او  خویشاوندی مهربان  است.
« وَمَا یلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا » و به این مقام پسندیده نمی رسد مگر کسانی که خود را بر ناگواری ها عادت داده اند و خویشتن را به انجام آنچه خداوند دوست می دارد پایبند نموده اند. طبیعت انسان این گونه است که می خواهد در  مقابل کسی که بدی می کند بدی کند، و از ا و چشم پوشی ننماید، چه رسد به این که با او نیکی نماید! پس انسان باید صبر ورزد و از دستور پروردگارش اطاعت نماید و از پاداش بزرگ او آگاه شود و باید بداند که بدی کردن در مقابل کسی که بدی کرده است نتیجه و فایده ای ندارد و دشمنی را شدّت می بخشد ، و نیکی کردنش با فرد بدکار جایگاه و ارزش او را پایین نمی آورد بلکه هرکس به خاطر خداوند فروتنی و تواضع کند کار او آسان می شود و لذّت این کار را می چشد.« وَمَا یلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ» و این خوی و عادت پسندیده را نمی پذیرد و بدان نمی رسد مگر کسی که دارای بهره ای بزرگ باشد چون از عادت انسان های برگزیده است و آدمی به وسیله آن در دنیا و آخرت مقام بلند را به دست می آورد، چرا که یکی از بزرگ ترین فضایل اخلاقی است.
آیه ی 39-36:
وَإِمَّا ینزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛ و اگر از جانب  شیطان  دستخوش  وسوسه  ای  گردی  ، به  خدا پناه  ببر ، که ، اوشنوا و داناست.
وَمِنْ آیاتِهِ اللَّیلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِیاهُ تَعْبُدُونَ ؛ و از نشانه  های  قدرت  او شب  و روز و آفتاب  و ماه  است   به  آفتاب  و  ماه  سجده  مکنید  به  خدای  یکتا که  آنها را آفریده  است  سجده  کنید ، اگر  اورا می  پرستید.
فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذِینَ عِندَ رَبِّكَ یسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیلِ وَالنَّهَارِ وَهُمْ لَا یسْأَمُونَ؛ اگر آنان  تکبر می  ورزند ، آنها که  در نزد پروردگار تو هستند بی  آنکه   ملول  شوند شب  و روز تسبیح  او می  گویند.
وَمِنْ آیاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إِنَّ الَّذِی أَحْیاهَا لَمُحْیی الْمَوْتَى إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ ؛ و از آیات  قدرت  او آنکه  تو زمین  را خشک  می  بینی   چون  آب  بر آن   بفرستیم ، به  جنبش  آید و گیاه  برویاند  آن  کس  که  آن  را زنده  می  کند  زنده  کننده  مردگان  است  ، که  او بر هر چیزی  تواناست.
وقتی خداوند بیان کرد که با دشمنان انسی چگونه باید مقابله نمود و این که در مقابل بدی آنان باید نیکی کرد، نیز آنچه را به وسیله آن دشمن جنّی دور کرده می شود، بیان کرد. و آن پناه بردن به خدا از شر شیطان است. پس فرمود:« وَإِمَّا ینزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیطَانِ نَزْغٌ» و هرگاه وسوسه های شیطان را در خود احساس نمودی و دریافتی که او دارد شرّ را برایت می آراید و تو را وسوسه می کند تا خیر را انجام ندهی و تو را بر ارتکاب برخی از گناهان تشویق می کند و از تو می خواهد تا از برخی از دستوراتش اطاعت  کنی، « فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ» پس با نیازمندی از خدا بخواه تا تو را پناه دهد و از شرّ شیطان مصونت دارد. « إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ» بی گمان او شنوای داناست. پس او سخن و تضرّع تو را می شنود و نیازمند بودن تو را می داند.
سپس خداوند متعال بیان کرد که « وَمِنْ آیاتِهِ» از نشانه های او که بر کمال قدرت و نفوذ مشیّت و گستردگی فرمانروایی و مهرورزی اش نسبت به بندگان دلالت می  کند، و نشانگر  این است که او یگانه است وشریکی ندارد، « اللَّیلُ وَالنَّهَارُ» شب و روز است که در روز مردم از روشنایی بهره مند می شوند و کار می کنند و در شب از تاریکی استفاده برده و استراحت می کنند. « وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ» و خورشید و ماه که زندگی بندگان و منافع جسمی آنان و حیواناتشان جز با این دو تامین نمی شود و منافع بی شمار دیگری را هم دارند.« لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ» برای خورشید و ماه سجده نکنید چون این دو آفریده شده اند و مسخّر هستند و تحت تدبیر قرار دارند. « وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَهُنَّ» و برای خدایی سجده کنید که اینها را آفریده است. یعنی تنها او را پرستش کنید
چون او آفریننده بزرگ است، و عبادت دیگر مخلوقات را رها کنید هرچند که این مخلوقات جرم و حجم بزرگی داشته باشند و مصالح و منافع آنها زیاد باشد، چرا که این بزرگی و این منافع را از خود ندارند، بلکه آفریننده شان اینها را عطا کرده است.« إِن كُنتُمْ إِیاهُ تَعْبُدُونَ » اگر واقعا خدا را می پرستید، پس عبادت و طاعت را خاط او کنید و فقط او را عبادت نمایید. « فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا» پس اگر خود را بزرگ تر از آن دیدند که به عبادت پروردگار و پرستش او بپردازند، و تسلیم فرمان او نشدند، بدان که آنان کوچک ترین زیانی به خداوند نمی رسانند و خداوند از آنها بی نیاز است و او بندگانی گرامی دارد که از فرمان او هرگز سرپیچی نمی کنند و هر آنچه فرمان یابند انجام می دهند. بنابراین فرمود:« فَالَّذِینَ عِندَ رَبِّكَ» آنان که نزد پروردگارت هستند که فرشتگان مقربند، « یسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیلِ وَالنَّهَارِ وَهُمْ لَا یسْأَمُونَ» شب و روز او را تسبیح می گویند و از آنجا که قوی و نیرومند هستند و انگیزه شدیدی برای عبادت دارند، از پرستش پروردگارشان خسته نمی شوند. « وَمِنْ آیاتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خَاشِعَةً» و از نشانه های قدرت خداوند که دالّ بر کمال قدرت اوست و نشانگر آن است که او به تنهایی فرمانروایی می کند این  است که زمین را خشکیده و بی گیاه می بینی، « فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَیهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ» امّا هنگامی که باران بر آن فرو فرستیم با روییدن گیاهان به جنبش در می آید و  گیاهان زیبایی در آن می روید و بندگان و آبادی ها به وسیله آن نجات می یابند. « إِنَّ الَّذِی أَحْیاهَا لَمُحْیی الْمَوْتَى» بی گمان خداوند که زمین را پس از خشک شدنش زنده و خرم می گرداند همو مردگان را در روز رستاخیز از قبرهایشان بیرون می آورد و زنده می کند. « إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ » و او بر هر چیزی تواناست. پس همان طور که او زنده کردن زمین پس از پژمرده شدنش ناتوان نیست ، همچنین برای زنده کردن مردگان ناتوان نمی باشد.
آیه ی 42-40:
إِنَّ الَّذِینَ یلْحِدُونَ فِی آیاتِنَا لَا یخْفَوْنَ عَلَینَا أَفَمَن یلْقَى فِی النَّارِ خَیرٌ أَم مَّن یأْتِی آمِنًا یوْمَ الْقِیامَةِ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ؛ کسانی  که  در آیات  ما راه  باطل  پیش  می  گیرند ، بر ما پوشیده  نیستند  آیا آنکه  به  آتش  افکنده  می  شود بهتر است  یا آن  که  روز قیامت  بی  هیچ   وحشتی  می  آید ? هر چه  می  خواهید بکنید ، او به  کارهایتان  بیناست.
إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءهُمْ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِیزٌ؛ به  کیفر خویش  رسند آنان  که  به  قرآن  که  برای  هدایتشان  آمده  است  ایمان ، نمی  آورند ، حال  آنکه  کتابی  ارجمند است.
لَا یأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَینِ یدَیهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِیلٌ مِّنْ حَكِیمٍ حَمِیدٍ؛ نه  از پیش  روی  باطل  بدو راه  یابد و نه  از پس   نازل  شده  از جانب   خداوندی  حکیم  و ستودنی  است.
الحاد در آیات خدا یعنی تحریف کردن آن به هر صورتی که باشد؛ چه با  انکار آیات و تکذیب پیامبر این تحریف صورت بگیرد، و چه معانی حقیقی و درست آن تحریف گردد، و معانی و مفاهیمی برای آن آورده شود که خداوند آن را نخواسته است. خداوند کسی را که در آیات او الحاد می ورزد  تهدید کرده  است که او بر خداوند پوشیده نخواهد بود، بلکه خداوند از ظاهر و باطن او آگاه است و  او را به سبب الحادش و طبق عملی که کرده است مجازات  خواهد کرد. بنابراین فرمود:« أَفَمَن یلْقَى فِی النَّارِ خَیرٌ أَم مَّن یأْتِی آمِنًا یوْمَ الْقِیامَةِ» آیا کسی که همانند ملحِدان آیات خدا در آتش انداخته می شود بهتر است یا کسی که در روز قیامت از عذاب الهی ایمن است سزاوار پاداش اوست؟ معلوم است که این یکی بهتر است. وقتی حق از باطل روشن شد و راهی که از عذاب خدا نجات می دهد از راهی که هلاک کننده است مشخص گردید. خداوند فرمود:« اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ» هرچه می خواهید بکنید، اگر می خواهید راه هدایت را که به رضایت پروردگارتان و بهشت او منتهی می شود در پیش بگیرید، و اگر می خواهید راه گمراهی را در پیش بگیرید  که پروردگارتان را ناخشنود می کند و انسان را به سرای بدبختی می رساند. « إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» بی گمان او به آنچه می کنید بیناست، و شما را برحسب اموال و اعمالتان سزا و جزا خواهد داد. همچنان که خداوند متعال می فرماید:« وَقُل الحَقُّ مِن رَّبَکُم فَمَن شَآءَ فَلیُومِنِ وَمَن شَآءَ فَلیَکفُر» و بگو: « حق از جانب پروردگارتان است؛ هرکس می خواهد ایمان بیاورد و هرکس می خواهد کفر بورزد.» سپس خداوند متعال فرمود:« إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ» بی گمان کسانی که قرآن کریم را انکار می کنند که همه منافع دینی و دنیوی و اخروی بندگان در آن بیان شده است، و هرکس از آن پیروی  نماید ارزش و جایگاهش را بالا می برد، « لَمَّا جَاءهُمْ» به هنگامی که به ایشان می رسد. یعنی هنگامی که این نعمت بزرگ از سوی پروردگارشان و توسط بهترین و کامل ترین انسان بدیشان می رسد، « وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِیزٌ» در حالی که این قرآن کتابی گرانقدر است و همه صفت های کمال را در بردارد، اگر کسی بخواهد آن را تحریف کند یا به آن قصد سوء نماید هرگز نخواهد توانست چنین کند، بنابراین فرمود:« لَا یأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَینِ یدَیهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ» باطل از هیچ سمت و سویی به آن راه نمی یابد. یعنی هیچ شیطانی از شیطان های انسی و جنّی نمی تواند به آن نزدیک گردد، و نمی تواند از آن چیزی بدزدد یا چیزی به آن اضافه کند که از آن نیست. قرآن محفوظ است؛ کلمات و معانی آن محفوظ هستند و کسی که آن را نازل کرده حفاظت آن را به عهده گرفته است. همان طور که خداوند متعال فرموده است:« إِنَّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَفِظُونَ» همانا ما قرآن را فرو فرستاده ایم و بی گمان ما حافظ آن می باشیم . « تَنزِیلٌ مِّنْ حَكِیمٍ حَمِیدٍ» از جانب خداوندی نازل شده است که در آفرینش و اوامرش حکیم است و هرچیزی را در جای مناسب آن قرار می دهد و ستوده است، چون دارای صفا ت و کمال می باشد و دارای عدل و فضل است. پس این قرآن از جانب او فرو فرستاده شده است، بنابراین مشتمل بر کمال حکمت اوست، و آدمی با چنگ زدن به آن هر منافعی را به دست آورده و هر مفاسدی را از خود دور می کند و او بر  این امر ستایش می گردد.
آیه ی 43:
مَا یقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِیلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِیمٍ؛ هر چه  در باره  تو می  گویند در باره  پیامبران  پیش  از تو نیز گفته  اند  هر آینه  پروردگار تو هم  آمرزنده  است  و هم  صاحب  عقوبتی  است  دردآور.
« مَا یقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِیلَ لِلرُّسُلِ مِن قَبْلِكَ» ای پیامبر! سخنانی که تکذیب کنندگان و محالفانت به تو می گویند از نوع همان سخنانی است که به پیامبران پیش از تو گفته شده است. بلکه گاهی مخالفان همه یک سخن را می گویند. برای نمونه همه ی امّت های تکذیب کننده، از این که پیامبران به یگانه پرستی فرا می خواندند تعجّب می کردند و این را با هر راهی که می توانستند رد می کردند. و این که می گفتند:« مَآ أَنتُم إِلَّا بَشَرُ مِثلُنَا» شما جز انسان هایی همانند ما نیستند. و این که به پیامبران  معجزاتی را پیشنهاد می کردند که  آوردن و ارائه نمودن آن معجزات بر پیامبران لازم نیست، و امثال این. پس، از آنجا که دل هایشان در کفر ورزیدن تشابه پیدا کرد، گفته هایشان نیز همگون شد. پیامبران در برابر اذیّت و آزار و تکذیبشان صبر کردند، پس تو هم به شکیبایی کن همان طور که پیامبرانی که پیش از تو بودند شکیبایی ورزیدند.
سپس آنها را به توبه کردن و فراهم آوردن اسباب آمرزش فراخواند و آنان را از ادامه دادن گمراهی برحذر داشت و فرمود:« إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ» بی گمان پروردگارت دارای آمرزش بزرگی است و همه گناهان کسی را که دست کشیده و بازگشته است، می آمرزد.« وَذُو عِقَابٍ أَلِیمٍ» و دارای عذابی دردناک است برای کسی که بر گناه اصرار ورزد و در برابر برگشتن به سوی خدا استکبار ورزد.
آیه 44:
وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِیا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آیاتُهُ أَأَعْجَمِی وَعَرَبِی قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ فِی آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَیهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ ینَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِیدٍ ؛ اگر قرآن  را به  زبان  عجم  می  فرستادیم  ، می  گفتند : چرا آیاتش  به ، روشنی بیان  نشده  است  ? کتابی  به  زبان  عجم  و پیامبری  عرب  ? بگو : این   کتاب  برای  آنها که  ایمان  آورده  اند هدایت  و شفاست  و آنها که  ایمان   نیاورده  اندگوشهاشان  سنگین  است  ، و چشمانشان  کور است  ، چنانند که  گویی   آنها را ازجایی  دور ندا می  دهند.
خداوند متعال از فضل و کرم خویش خبر می دهد که کتابی به زبان عربی بر پیامبر عربی و به زبان قومش نازل کرده است تا پیامبر برایشان بیان کند. و این باعث می شود تا آنها بیشتر به آن تّوجه نمایند و آن را فراگیرند وتسلیم آن شوند . و اگر قرآن به زبان غیرعربی نازل می شد تکذیب کنندگان اعتراض می کردند و می گفتند:« لَوْلَا فُصِّلَتْ آیاتُهُ» چرا آیات آن تبیین نشده و توضیح داده نشده است؟« أَأَعْجَمِی وَعَرَبِی» چگونه محمّد عرب است و کتاب او به زبان غیرعربی است؟ این با عقل جور در نمی آید. پس خداوند هر چیزی را که در آن کوچک ترین شبهه ای برای اهل باطل درباره کتابش ایجاد کند دور نموده و نفی کرده و قرآن را به همه آن صفاتی متصف نموده است که ایجاب می کند آنها تسلیم فرمان آن شوند. ولی مومنان توفیق یافتند و از قرآن بهره مند شدند و مقامشان بالا رفت. اما دیگران وضعیتی  متفاوت دارند. بنابراین فرمود:« قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء»  بگو: قرآن برای مومنان مایه هدایت و بهبودی است و آنها را به راه درست و صراط مستقیم راهنمایی می کند. به آنها دانش های مفیدی می آموزد که به وسیله آن هدایت کامل به دست می آید. نیز بیماری های جسمی و قلبی را شفا می دهد، چون قرآن از کردارها و رفتارهای زشت نهی می کند و آدمی را به توبه واقعی که گناهان را می زداید و دل ها را شفا می دهد تشویق می نماید. « وَالَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ فِی آذَانِهِمْ وَقْرٌ» اینان به سوی ایما فرا خوانده می شوند امّا اجابت نمی  کنند، همانند کسی که از دور صدا زده می شود ولی صدای ندا دهنده را نمی شنود و پاسخ صدا زننده را نمی دهد. منظور این است کسانی که به قرآن ایمان نمی آورند از هدایت و رهنمود آن بهره مند نمی شوند و به وسیله نور آن چیزی را نمی بینند و هیچ خیری را از آن به دست نمی آورند، چون آنان درهای هدایت را به سبب روی گردانی و کفرورزی شان به روی  خود بسته اند.
آیه ی 46-45:
وَلَقَدْ آتَینَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِی بَینَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِی شَكٍّ مِّنْهُ مُرِیبٍ؛ موسی  را کتاب  دادیم  ، اما در آن  اختلاف  کردند  و اگر نبود آن  سخنی   که پروردگارت  از پیش  گفته  بود ، میانشان  کار به  پایان  می  آمد  و البته   هنوز به  سختی  در تردیدند.
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَیهَا وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ؛ هر کس  که  کاری  شایسته  کند ، به  سود خود اوست  و هر که  بد کند به  زیان   اوست   و پروردگار تو به  بندگان  ستم  روا نمی  دارد.
خداوند متعال می فرماید:« وَلَقَدْ آتَینَا مُوسَى الْكِتَابَ» و به راستی به موسی کتاب آسمانی دادیم همان طور که به تو کتاب آسمانی داده ایم، و مردم آنچه را با تو کردند با او نیز کردند؛ در کتاب اختلاف کردند، و برخی به آن ایمان آورده و هدایت یافتند و از آن بهره مند شدند و برخی نیز آن را تکذیب کردند و از آن استفاده نبردند. و اگر بردباری خدا نبود و حکم او از پیش بر این نرفته بود که عذاب را تا مدتّی معین به تاخیر اندازد و از آن مّدت پس و پیش نشود، « لَقُضِی بَینَهُمْ» به محض اینکه میان مومنان و کافران جدایی انداخته شود، میان آنان داوری می کرد مبنی بر هلاک شدن فوری کافران، چون سبب هلاکت بر آنها واجب است و قطعی گردیده بود. « وَإِنَّهُمْ لَفِی شَكٍّ مِّنْهُ مُرِیبٍ» و شک و تردید، آنها را به شدت پریشان و مضطرب کرده بود بنابراین آن را تکذیب کرده و  انکار نمودند.
« مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ » هرکس کار شایسته ای بکند به سود خود اوست و پاداش و فایده  کار نیک در دنیا و آخرت به  خود او می رسد. کار شایسته هر آن کاری است که خدا و پیامبرش به انجام آن فرمان داده اند. « وَمَنْ أَسَاء فَعَلَیهَا» و هرکس کار بدی بکند به زیان خود  اوست و زیان و کیفر آن کار در دنیا و آخرت به او می رسد. در اینجا آدمی به انجام کار خیر و ترک نمودن کار بد تشویق شده است، و بیان شده که عاملان و  انجام دهندگان از کارهای نیک خود بهره می برند و هرکس که کار بد انجام دهد زیانمند می شود و هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی گیرد. « وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ» و پروردگارت هیچ ستمی به بندگان نمی کند به گونه ای که گناهان بیشتری را بر دوش آنان بگذارد.
آیه ی 48-47:
إِلَیهِ یرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَمَا تَخْرُجُ مِن ثَمَرَاتٍ مِّنْ أَكْمَامِهَا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَیوْمَ ینَادِیهِمْ أَینَ شُرَكَائِی قَالُوا آذَنَّاكَ مَا مِنَّا مِن شَهِیدٍ؛ علم  به  روز قیامت  نزد اوست   و هیچ  ثمره  ای  از غلاف  خویش  بیرون  نمی   آید ،، و هیچ  ماده  ای  آبستن  نمی  شود و نمی  زاید مگر آنکه  او بدان  آگاه   است  و آن  روز که  ایشان  را ندا دهد که  شریکان  من  کجایند ? گویند :  آگاهت  کردیم  که  کسی  از ما به  شرک  گواهی  نمی  دهد.
وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا یدْعُونَ مِن قَبْلُ وَظَنُّوا مَا لَهُم مِّن مَّحِیصٍ؛ و آنچه  را پیش  از این  به  خدایی  می  خواندند از دست  دادند و دانستند  که راه  گریزی  ندارند.
در اینجا از گستردگی علم و آگاهی خداوند و مختص بودن علم قیامت به او خبر داده شده است و این که کسی از آن آگاه نیست. پس فرمود:« إِلَیهِ یرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ» تمامی مخلوقات آگاهی از وقوع زمان قیامت را به خدا باز می گردانند و همه به ناتوانی و عدم آگاهی خویش از آن اعتراف می نمایند؛ پیامبران و فرشتگان و دیگران. « وَمَا تَخْرُجُ مِن ثَمَرَاتٍ مِّنْ أَكْمَامِهَا» و هیچ میوه ای از غلاف خود بیرون نمی آید و این میوه همه درختانی را که در شهرها و بیابانی ها هستند شامل می شود. پس میوه هیچ درختی از غلافش بیرون نمی آید مگر این که خداوند آن را کاملا و به طور مشروح می داند. « وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى» و هیچ مادّه ای از انسان و دیگر حیوانات بازدار نمی گردد، « وَلَا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ» و وضع حمل نمی کند مگر با علم و اطلاع او. پس چگونه مشرکان چیزهایی را با خداوند برابر نموده اند که هیچ علم و آگاهی و شنوایی و بینایی ندارند؟!« وَیوْمَ ینَادِیهِمْ أَینَ شُرَكَائِی» و در روز قیامت خداوند کسانی را که انبازهایی شریک او ساخته اند سرزنش و توبیخ نموده و برای این که دروغشان آشکار گردد آنان را صدا می زند و می فرماید: کجایند شریکانی که شما گمان بردید شریکان من هستند و آنها را پرستش نمودید و بر این امر مجادله ورزیدید و به خاطر آنها با پیامبران دشمنی نمودید؟! « قَالُوا آذَنَّاكَ مَا مِنَّا مِن شَهِیدٍ» و در حالی که به باطل بودن آنها و مشارکتشان با خدا اقرار می نمایند،  می گویند: پروردگارا! ما تو را خبر دادیم، و گواه باش که هیچ کس از ما به صحت و درستی معبود بودن و شریک بودن آنها گواهی نمی دهد. پس همه ما اکنون به باطل بودن عبادت آنها اذعان کرده و از آنها بیزاری جسته ایم. بنابراین فرمود:« وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا یدْعُونَ مِن قَبْلُ» و آنچه را که به جای خداوند به فریاد می خواندند و می پرستیدند از دیدشان ناپدید می شود. یعنی عقاید و اعمالشان که عمری را در پرستش غیرخداوند گذرانده و گمان بردند به آنها فایده می رساند و عذاب را از آنها دور می نماید و برایشان نزد خدا شفاعت می کند؛ از دست می دهند و اثری از آن می بینند. پس تلاش آنها ناکام گردد و گمانشان پوچ شود و شریکانی که برای خدا مقّرر می کردند برایشان کاری نمی کنند. « وَظَنُّوا مَا لَهُم مِّن مَّحِیصٍ» و در این حالت یقین پیدا می کنند که آنها هیچ راه  نجات و هیچ فریادرس و پناهگاهی ندارند. پس این عاقبت و سرانجام کسی است که غیر خدا را شریک خداوند نموده است، و خداوند سرانجام آنها را برای بندگانش بیان نموده تا از شرک بپرهیزند.
آیه ی 51-49:
لَا یسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَیرِ وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَیؤُوسٌ قَنُوطٌ؛ آدمی  هر چه  طلب  خیر کند خسته  نمی  شود ، اما چون  بدی  به  او برسد  بداندیش ، و نومید می  گردد.
وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ رَحْمَةً مِّنَّا مِن بَعْدِ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَیقُولَنَّ هَذَا لِی وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّجِعْتُ إِلَى رَبِّی إِنَّ لِی عِندَهُ لَلْحُسْنَى فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَلَنُذِیقَنَّهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِیظٍ ؛ اگر پس  از رنجی  که  به  او رسیده  رحمتی  به  او بچشانیم  می  گوید : این  حق   من  است  و نپندارم  که  قیامتی  برپا شود ، و اگر هم  مرا نزد پروردگارم   برگردانند البته  که  نزد او حالتی  خوشتر باشد  پس  کافران  را به  اعمالی   که  کرده  اند آگاه  می  کنیم  و به  آنها عذابی  سخت  می  چشانیم.
وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِیضٍ؛ چون  به  آدمی  نعمتی  ارزانی  داریم  ، رویگردان  می  شود و به  تکبر گردن  می ، افرازد  و اگر به  او شری  برسد ، بسیار فریاد و فغان  می  کند.
در اینجا از طبیعت انسان خبر می دهد که نه بر خیر صبر دارد و نه بر شر، مگر کسی که خداوند او را از این حالت بیرون برده و به حالت کمال رسانده باشد. پس فرمود:« لَا یسْأَمُ الْإِنسَانُ مِن دُعَاء الْخَیرِ» انسان از دعا کردن به درگاه خداوند و خواستن موفقّیت و دارایی و فرزند و دیگر خواسته های دنیا خسته نمی شود و همواره از خدا می طلبد، به گونه ای که نه به کم قانع می شود و نه به زیاد، و اگر دنیا را نیز به دست آوَرَد همواره بیشتر می طلبد. « وَإِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَیؤُوسٌ قَنُوطٌ» و اگر امر ناخوشایندی چون بیماری و فقر و انواع مصیبت ها به او برسد از رحمت خداوند نا امید می گردد و گمان می برد که این بلا او را هلاک و نابود خواهد کرد. و به خاطر اینکه کارها برخلا آنچه که دوست دارد پیش می روند، مضطرب و نگران می شود. مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، که اینان هرگاه به ایشان خیر و نعمت و امر دوست داشتنی برسد شکر خداوند را به جای می آورند، و می ترسند که مبادا نعمت هایی که خداوند به آنها داده، استدراج و مهلت دادن باشد. و اگر مصیبت و گزندی به جان و مال و فرزندانشان برسد صبر می کنند و از فضل پروردگارشان مایوس نمی شوند.
سپس خداوند متعال فرمود:« وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ رَحْمَةً مِّنَّا» و انسانی که از طلب خیر خسته نمی شود، اگر گزند و بلایی به او برسد نا امی می گردد، و اگر بعد از آن گزند و بلا رحمتی به او بچشانیم و اگر بعد از آن گزند و بلا رحمتی به او بچشانیم به این صورت که خداوند بیماری اش را شفا بدهد یا فقر او را برطرف کند و توانگرش نماید شکر خدا را به جای نمی آورد، بلکه تعّدی و سرکشی می کند و می گوید:« هَذَا لِی» این نعمت که به من رسیده بدان خاطر است که من سزاوار آن هستم.« وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً» و گمان نمی برم قیامت برپا شود. و او با این سخنان، رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ را انکار می کند و نعمت و رحمت خدا را که خداوند به او داده است سپاس نمی گزارد.  « وَلَئِن رُّجِعْتُ إِلَى رَبِّی إِنَّ لِی عِندَهُ لَلْحُسْنَى» و به فرض این که قیامت بیاید و من به نزد پروردگارم بازگردم همانا نزد او جایگاه خوبی خواهم داشت . پس همانطور که در دنیا از نعمت بهره مند بوده ام، در آخرت نیز از نعمت بهره مند خواهم بود. و این از بزرگترین جسارت در حق خدا، و نسبت دادن چیزهایی به اوست که هیچ آگاهی نسبت به آن ندارد. بنابراین خداوند و او را تهدید کرد و فرمود:« فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِینَ كَفَرُوا بِمَا عَمِلُوا وَلَنُذِیقَنَّهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِیظٍ» بی گمان کافران را به آنچه کرده اند خبر خواهیم داد و حتما عذاب سخت و زیادی را به ایشان می چشانیم. « وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنسَانِ أَعْرَضَ وَنَأى بِجَانِبِهِ » و هنگامی که ما به انسان نعمت دهیم از قبیل سلامتی یا روزی و غیره از پروردگارش و شکرگزاری برای او روی گردان می شود و با خودپسندی و تکبّر شانه ها را بالا می زند. « وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِیضٍ» و هرگاه رنج و بلایی به او برسد و بیماری یا فقر یا بلایی به او دست دهد به خاطر بی صبری اش بسیار دعا می کند.پس نه در سختی ها صبر و شکیبایی دارد و نه در راحتی و آسایش شکر می گزارد. به جز کسی که خداوند او را هدایت  کرده و بر او منّت نهاده است.
آیه ی 54-52:
قُلْ أَرَأَیتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ؛ بگو : چه  می  بینید ? اگر این  کتاب  از جانب  خداست  و شما بدان  ایمان   نمی  آورید ، گمراه  تر از کسی  که  همچنان  راه  مخالفت  در پیش  گرفته  است   کیست  ?
سَنُرِیهِمْ آیاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ حَتَّى یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ یكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ؛ زودا که  آیات  قدرت  خود را در آفاق  و در وجود خودشان  به  آنها نشان   خواهیم  داد تا برایشان  آشکار شود که  او حق  است   آیا اینکه  پروردگار تو  در همه  جا حاضر است  کافی  نیست  ?
أَلَا إِنَّهُمْ فِی مِرْیةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَیءٍ مُّحِیطٌ؛ بهوش  باش  که  آنها از دیدار پروردگارشان  در تردیدند  بهوش  باش  که  اوبر هر چیزی  احاطه  دارد.
« قُلْ أَرَأَیتُمْ إِن كَانَ مِنْ عِندِ اللَّهِ» ای پیامبر! به کسانی که قرآن را تکذیب می کنند و به سوی ناسپاسی و کفر می شتابند بگو: به من خبر دهید اگر این قرآن از سوی خداوند آمده باشد و در آن هیچ شک و تردیدی وجود نداشته باشد، « ثُمَّ كَفَرْتُم بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِی شِقَاقٍ بَعِیدٍ» آن گاه شما به آن کفر ورزید چه کسی گمراه تر خواهد بود از کسی که همواره با آن در ستیز و مبارزه است؟ یعنی به خاطر مخالفت با خدا و پیامبرش همواره در ستیز قرار دارد. چون حق و راه درست برایتان روشن گردیده است ، امّا از آن منحرف می شوید و به سوی حق نمی روید، بلکه راه باطل و جهالت را در پیش می گیرید. پس شما گمراه ترین و ستمکارترین مردم هستید.
اگر در درستی و حقیقت آن شک دارید خداوند دلایل و نشانه هایش را به شما ارائه می دهد. خداوند متعال فرمود:« سَنُرِیهِمْ آیاتِنَا فِی الْآفَاقِ» ما نشانه های خود را در کرانه های عالم به آنها نشان خواهیم داد مانند نشانه هایی که در آسمان و زمین است و حوادث بزرگی که خداوند پدید می آورد و برای صاحب بصیرت نشانه حق است و بر حق دلالت می نماید. « وَفِی أَنفُسِهِمْ» و آیات خود را در خودشان به آنان می نمایانیم که جسم هایشان مشتمل بر نشانه ها و صنعت شگفت انگیز خداست و قدرت آشکار او در آن مشاهده می گردد. نیز آیات خود را مبنی بر نازل شدن عقوبات و بلاهای سنگینی بر تکذیب کنندگان و آیات دالّ بر یاری مومنان نشان می دهیم. « حَتَّى یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّم تا از روی این آیات برای ایشان روشن و آشکار گردد که آن حق است و آنچه در بردارد حق می باشد و هیچ شک و تردیدی را نمی پذیرد.
خداوند نشانه هایی را به بندگانش نشان داده که به وسیله آن حق روشن شده است و خداوند هرکس را که بخواهد توفیق می دهد تا ایمان بیاورد و هرکس را که بخواهد خوار می گرداند. « أَوَلَمْ یكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ شَهِیدٌ» و آیا برای حقّانیت قرآن و راستگو بودن کسی که آن را آورده این کافی نیست که خداوند بر این امر گواهی دهد؟! خداوند که راستگوترین شاهد است به صورت قولی بر راستگو بودن و این کمک نمودن متضمن آن شهادت قولی است و صحت آن را برای کسانی که در آن شک و تردید دارند اثبات می نماید.
« أَلَا إِنَّهُمْ فِی مِرْیةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ » هان بدانید که آنان در مورد رستاخیز و قیامت شک دارند و آنها  فکر می کنند جهان فقط همین دنیاست و دنیایی دیگر وجود ندارد، بنابراین برای آخرت نکوشیده و به آن توجه ننموده اند. « أَلَا إِنَّهُ بِكُلِّ شَیءٍ مُّحِیطٌ» هان بدانید که علم و قدرت و  توانایی او همه چیز را در بر گرفته است!
پایان تفسیر سوره فصلت

تفسیر راستین (ترجمه تیسیر الکریم الرحمن)، تألیف:علامه شیخ عبدالرحمن بن ناصر السعدی «رحمه الله» متوفای 1376 هجری قمری (1334هجری شمسی)، ترجمه: محمد گل گمشادزهی
 
مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
islamwebpedia.com



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

امام شافعي ‏رحمه الله در مورد تصوف مي فرمايند: [لو انّ رجلاً ‏تصوّف اوّل النهار لايأتي الظهر حتي يكون احمق] "اگر كسي در اول روز صوفي شود هنوز ‏نهار آن روز نرسيده كه او احمق گشته است."‏

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 1452
دیروز : 6572
بازدید کل: 6574818

تعداد کل اعضا : 608

تعداد کل مقالات : 11123

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010