Untitled Document
 
 
 
  2020 Sep 25

----

07/02/1442

----

4 مهر 1399

 

تبلیغات

حدیث

 

از عبدالله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه رسول خدا صلي الله عليه و سلم فرمودند: «مسلمان برادر مسلمان است و بر او ظلم نمي كند و تنهايش نمي گذارد ، و هركس به دنبال (برطرف كردن) نياز برادرش باشد خداوند نيز در پي بر طرف كردن نياز او خواهد بود و هر كس از مسلمان بلا و مصيبتي را رفع كند خداوند مصيبت روز قيامت را از او دور مي كند و هر كس (عيب) مسلماني را پنهان كند خداوند (عيوب و گناهان ) اورا در روز قيامت (از ديگران ) پنهان مي كند» (روايت از بخاري و مسلم).

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

قرآن و حدیث>تفسیر قرآن>سوره فجر > تفسیر سوره فجر از تفسیر راستین ترجمه تیسیر الکریم الرحمن

شماره مقاله : 9719              تعداد مشاهده : 327             تاریخ افزودن مقاله : 24/1/1390

تفسیر سوره فجر


مکی و 30 آیه است.
بسم الله الرحمن الرحیم
آیه ی 5-1:
وَالْفَجْرِ سوگند به سپیده صبح ،
وَلَیالٍ عَشْرٍ سوگند به ، شبهای دهگانه ،
وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ سوگند به جفت و طاق ،
وَاللَّیلِ إِذَا یسْرِ و سوگند به شب چون روی به رفتن نهد
هَلْ فِی ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِی حِجْرٍ آیا خردمند را این سوگندها کافی است ?
ظاهرا آنچه خداوند برای اثبات آن سوگند خورده همان چیزی است که به وسیله آن سوگند یاد کرده است. و این جایز است و اگر امرِ ظاهر و مهمی باشد استعمال می شود و در این جا چنین است . سپس خداوند متعال به صبح که آخر شب و آغاز روز است سوگند یاد کرد، چون در رفتن شب و آمدن روز نشانه هایی است که بر کمال قدرت خداوند متعال دلالت می نماید و دال بر این است که خداوند همه کارها را تدبیر می نماید، خداوندی که عبادت جز برای او شایسته کسی نیست.
و در صبح نمازی بزرگ و نیک انجام می شود که شایسته است خداوند به آن سوگند بخورد. بنابراین بعد از صبح به شب های دهگانه سوگند یاد کرد. و این شب ها بنا به گفته ی صحیح عبارت از شب های دهگانه آخر رمضان یا شب های دهگانه ی «ذی الحجة» است ، چون این ها شب هایی هستند که روزهای با فضیلتی دارند و در آن عبادت هایی انجام می شود که در دیگر روزها انجام نمی گیرد.
و در شب های دهگانه شب قدر قرار دارد که بهتر از هزار ماه است و ده روز آن روزه آخر ماه رمضان است که یکی از بزرگترین ارکان اسلام می باشد. و در ایام دهه ذی الحجه وقوف در عرفه انجام می شود که در آن روز خداوند چنان بندگانش را می آمرزد که شیطان ناراحت می شود، زیرا شیطان هیچ گاه حقیرتر و بدبخت تر از روز عرفات دیده نشده است. شیطان وقتی پائین آمدن فرشتگان و رحمت از جانب خدا را مشاهده می کند ناراحت و حقیر می گردد.
و در این روزها بسیاری از اعمال حج و عمره انجام داده می شود و این ها چیزهای بزرگی است که سزاوار است خداوند به آن ها سوگند بخورد.
« وَاللَّیلِ إِذَا یسْرِ» سوگند به شب هنگامی که لحظات خود را سپری می کند و تاریکی را بر مردم می گستراند و مردم استراحت می کنند و این رحمت و لطفی است از جانب خداوند. « هَلْ فِی ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِی حِجْرٍ» آیا در آنچه ذکر شد برای خردمندان سوگندی وجود دارد ؟ آری، بخشی از آنچه ذکر شد برای کسی که با گوش دل بشنود کافی است.
آیه ی 14-6:
أَلَمْ تَرَ كَیفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ آیا ندیده ای که پروردگار تو با قوم عاد چه کرد ?
إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ با ارم که ستونها داشت ?
الَّتِی لَمْ یخْلَقْ مِثْلُهَا فِی الْبِلَادِ و همانند آن در هیچ شهری آفریده نشده بود
وَثَمُودَ الَّذِینَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ و قوم ثمود که در آن وادی سنگ را می بریدند ،
وَفِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتَادِ و قوم فرعون آن دارنده ، میخها ،
الَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلَادِ آنها در بلاد طغیان کردند ،
فَأَكْثَرُوا فِیهَا الْفَسَادَ و در آنها به فساد در افزودند
فَصَبَّ عَلَیهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ و پروردگار تو تازیانه عذاب را بر سرشان فرود آورد
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ زیرا پروردگارت به کمینگاه است.
« أَلَمْ تَرَ كَیفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ؛ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ» آیا با دل و چشم نیندیشیده ای که پروردگارت با قبیله سرکش ارم، قبیله معروف ی که در یمن می زیستند چه کرد! آن هایی که دارای قدرت و توانمندی و سرکشی بودند؟!
« الَّتِی لَمْ یخْلَقْ مِثْلُهَا فِی الْبِلَادِ» در قدرت و توانمندی در همانند آن ها در هیچ یک از شهرها آفریده نشده است. همان طور که پیامبرشان هود علیه السلام فرمود:« وَاذکُروا إِذ جَعَلَکُم خُلَفَآءَ مِن بَعدِ قَومِ نُوحِ وَزَادَکُم فِی الخَلقِ بَصطَةَ فَاذکُرُوا ءَالَآءَ اللَّهِ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ» و به یاد آورید هنگامی که خداوند شما را بعد از قوم نوح جایگزین کرد و به شما در آفرینش قدرت بیشتری داد، پس ن عمت های خدا را به یاد آورید تا رستگار شوید.
« وَثَمُودَ الَّذِینَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ» آیا ندانسته ای که با قوم ثمود چه کرده است؟ همان قومی که با قدرت خود صخره های بزرگی را در وادی القری تراشیده و برای خود خانه ساخته بودند.
« وَفِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتَادِ» آیا ندانسته ای که با فرعون چه کرده است؟ همان فرعونی که دارای لشکریانی بود که پادشاهی او را پابرجا و استوار کرده بودند، همان طور که اشیا با میخ ها محکم و استوار می شوند.
« الَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلَادِ» این صفت قوم عاد و ثمود و فرعون و پیروانشان است. آن ها در شهرها و آبادی ها سرکشی کردند و بندگان خدا را در دین و دنیا اذیت و آزار رساندند. بنابراین فرمود:« فَأَكْثَرُوا فِیهَا الْفَسَادَ» و در آن جا خیلی فساد و تباهی به راه انداختند. فساد و تباهی کردن یعنی انجام کفر و شعبه های آن از انواع گناهان، و آن ها در مبارزه با پیامبران و بازداشتن مردم از راه خدا کوشیدند.
« فَصَبَّ عَلَیهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ» وقتی آنان در وادی سرکشی که سبب هلاکتشان بود پا نهادند خداوند از عذاب خود بر آنان فرود آورد.
« إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ» همانا پروردگارت در کمین کسی است که از فرمان او سرپیچی می کند، پس خداوند او را اندک زمانی مهلت می دهد سپس او را به شدت گرفتار می کند.
آیه ی 20-15:
فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیقُولُ رَبِّی أَكْرَمَنِ اما آدمی ، چون پروردگارش بیازماید و گرامی اش دارد و نعمتش دهد ، می گوید : پروردگار من مرا گرامی داشت
وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزْقَهُ فَیقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ و چون بیازمایدش و رزق بر او تنگ گیرد ، می گوید : پروردگار من مرا خوار ساخت
كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْیتِیمَ نه چنان است شما یتیم را گرامی نمی دارید ،
وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِینِ و یکدیگر را به اطعام ، مسکین ترغیب نمی کنید ،
وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَّمًّا و میراث را حریصانه می خورید ،
وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا و مال را فراوان دوست دارید.
خداوند از طبیعت انسان خبر می دهد که نادان و ستمگر است و سرانجام کارها را نمی داند و گمان می برد حالتی که در آن قرار دارد ادامه می یابد و از بین نمی رود. نیز می پندارد که تکریم او از جانب خداوند در دنیا و نعمت دادن خداوند به او بر این دلالت می کند که او نزد خداوند گرامی است!
و هرگاه خداوند روزی انسان را تنگ و گم نماید طوری که از خوراک روزانه اش بیشتر نباشد، گمان می برد که خداوند او را خوار و زبون کرده است. خداوند این پندار انسان را نادرست قرار داد ، و فرمود:« كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْیتِیمَ» چنین نیست که هرکس را در دنیا نعمت دادم نزد من گرامی و با ارزش است و هرکس که روزی او را تنگ و کم نمودم نزد من خوار و بی ارزش است ، بلکه توانگری و فقر و روزی فراوان و روزی کم آزمایشی است که از جانب خداوند که با آن بندگان خود را می آزماید تا ببیند که چه کسی شکر می گذارد و صبر پیشه می کند تا او را پاداش فراوان می دهد، و هرکس را که چنین نیست به عذاب هلاک کننده گرفتار سازد.
همچنین اگر بنده فقط به فکر خودش باشد این دلیل ضعیف همت اوست. بنابراین خداوند آن ها را به خاطر بی توجهی به حالات مردم نیازمند سرزنش کرد و فرمود: «كَلَّا بَل لَّا تُكْرِمُونَ الْیتِیمَ» چنین نیست، بلکه شما کودکی که پدرش را از دست داده و نیاز به دلداری و نیکی دارد گرامی نمی دارید، بلکه او را مورد اهانت قرار می دهید واین نشانگر عدم وجود رحمت و مهربانی می باشد و دال بر این است که شما به کار خوب علاقه ندارید.
« وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِینِ» و شما همدیگر را به خوراک دادن به نیازمندان و بینوایان تشویق و ترغیب نمی کنید و این به خاطر آن است که دنیا را به شدت و از ته دل دوست می دارید و بر آن بخل می ورزید. بنابراین فرمود:« وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَّمًّا» مال و دارایی بر جای مانده از رفتگان را با آزمندی شدید می خورید و هیچ چیزی را از آن برجای نمی گذارید.
« وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا» و مال و دارایی را به شدت دوست می دارید و این مانند فرموده ی الهی است که می فرماید:« بَل تُوثِرُونَ الحَیَوةَ الدُّنیَا؛ وَالأَخِرَةُ خَیرُ وَأَبقَی» بلکه زندگانی دنیا را ترجیح می دهید . حال آن که آخرت بهتر و ماندگارتر است.« کَلَّا بَل تُحِبُّونَ العَاجِلَةَ؛ وَتَذَرُونَ الأَخِرَة» چنین نیست. بلکه دنیا را دوست می دارید و آخرت را رها می کنید.
آیه ی 30-21:
كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا آری ، چون زمین شکسته شود و شکسته شود ،
وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا و امر پروردگار تو فرا رسد و فرشتگان صف در صف ،
وَجِیءَ یوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یوْمَئِذٍ یتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى و در آن روز جهنم را حاضر آرند ، آدمی پند گیرد و چه جای پند گرفتن باشد ?
یقُولُ یا لَیتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیاتِی می گوید : ای کاش زنده گشتن خویش را پیشاپیش چیزی می فرستادم
فَیوْمَئِذٍ لَّا یعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ در آن ، روز چون عذاب او کس را عذاب نکنند ،
وَلَا یوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ و همانند او کس را به زنجیر نکشند
یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ای روح آرامش یافته ،
ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیةً مَّرْضِیةً خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت بازگرد ،
فَادْخُلِی فِی عِبَادِی و در زمره بندگان من داخل شو ،
وَادْخُلِی جَنَّتِی و به بهشت من در آی
چنین نیست، اموالی که دوست می دارید و لذت هایی که برای به دست آوردن آن از همدیگر پیشی می گیرید برای همیشه باقی نمی ماند بلکه روز بزرگ و وحشتناکی در پیش دارید که در آن، « دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا» کوه ها و زمین، سخت درهم کوبیده می شوند تا اینکه زمین به میدانی صاف و هموار که هیچ فراز و نشیبی در آن نیست تبدیل می گردد.
« وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا» خداوند برای داوری کردن میان بندگانش در سایه هایی از ابر می آید و فرشتگانِ آسمان ها صف در صف می آیند. فرشتگان هر آسمانی در یک صف قرار می گیرند و مردم را احاطه می نمایند و این ها صفت هایِ فروتنی و کرنش در برابر خداوند جبار است.
« وَجِیءَ یوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ» در آن روز فرشتگان، دوزخ را با زنجیر می کشند و می آورند، پس وقتی این امور رخ دهند« یتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ» انسان کار خوب و بدی را که کرده است به یاد می آورد. « وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى» اما چنین یاد کردنی چه سودی برای انسان دارد؟! چون زمان آن گذشته است.
انسان به خاطر کوتاهی هایی که کرده است، حسرت می خورد و می گوید:« یا لَیتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیاتِی» ای کاش! برای زندگی جاودانی و همیشگی ام شایسته ای پیشاپیش می فرستادم. همان طور که خداوند متعال می فرماید:« یَقُولُ یَلَیتَنِی اتَّخَذُت الرَّسُولِ سَبِیلَاَ ؛ یَویَلَتیَ لَیتَنِی لَم أَتَّخِذ فُلَانَا خَلِیلَاَ» می گوید: « ای کاش! راهی همراه پیامبر برمی گزیدم. وای برمن! ای کاش فلانی را به عنوان دوست خود بر نمی گزیدم» و این دلیلی است بر این که زندگی حقیقی که آدمی باید برای به دست آوردن آن کوشش کند زندگی جهان اخرت است، چون سرای ماندگاری و جاودانگی می باشد.
« فَیوْمَئِذٍ لَّا یعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ » در روز قیامت خداوند کافران را چنان عذابی می دهد که هیچ کس عذابی همسان عذاب خداوند به آن ها نمی رساند. و این به خاطر آن است که قیامت و عمل کردن برای آن را فراموش کرده اند.
« وَلَا یوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ» دوزخیان با زنجیرهایی جهنمی بسته شده و بر چهره هایشان کشانده می شوند و آن گاه در دوزخ می سوزند، این است سزای مجرمان. و اما کسی که به خداوند ایمان آورد و به او دل ببندد و پیامبرانش را تصدیق کند به او گفته می شود:
« یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» ای انسانی روحی با یاد و محبت خدا آرام گرفته و شاد شده ای!
« ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیةً مَّرْضِیةً» در حالی که از پروردگار خشنود هستی و او از تو خشنود است به سوی او بازگرد.
« فَادْخُلِی فِی عِبَادِی» و در میان بندگانم درآی. « وَادْخُلِی جَنَّتِی » و به بهشت من داخل شود. این ها کلماتی است که روح در روز قیامت و به هنگام مرگ با آن مورد خطاب قرار می گیرد.
پایان تفسیر سوره فجر

تفسیر راستین (ترجمه تیسیر الکریم الرحمن)، تألیف:علامه شیخ عبدالرحمن بن ناصر السعدی «رحمه الله» متوفای 1376 هجری قمری (1334هجری شمسی)، ترجمه: محمد گل گمشادزهی

مصدر:
دائرة المعارف شبکه اسلامی
islamwebpedia.com



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

قال ميمون بن مهران: «إن العبد إذا أذنب ذنباً نكت في قلبه بذلك الذنب نكتة سوداء، فإن تاب محيت من قلبه فترى قلب المؤمن مجلي مثل المرآة، ما يأتيه الشيطان من ناحية إلا أبصره، وأما الذي يتتابع في الذنوب فإنه كلما أذنب ذنباً نكت في قلبه نكتة سوداء، فلا يزال ينكت في قلبه حتى يسود قلبه، ولا يبصر الشيطان من حيث يأتيه»."حلية الأولياء وطبقات الأصفياء" حافظ أبو نعيم اصفهاني. میمون بن مهران فرمود: «هرگاه بنده ای گناهی را مرتکب شود نقطه ی سیاهی بر قلبش پدیدار می شود، ولی هرگاه توبه کرد آن نقطه سیاه از قلبش پاک می شود، پس قلب مؤمن مانند آینه روشن است، و شیطان (برای فریفتن او) جز با زیر نظر گرفتن وی (و حیله) سراغش نمی آید. اما آنکس که مدام در حال گناه است با هر گناهی که انجام می دهد نقطه ی سیاهی بر قلبش پدیدار می شود تا آنکه قلبش کاملا سیاه می گردد، و شیطان هرگاه سراغش برود نیازی به فریب و زیر نظر گرفتنش ندارد».

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 1452
دیروز : 6572
بازدید کل: 6574818

تعداد کل اعضا : 608

تعداد کل مقالات : 11123

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010