Untitled Document
 
 
 
  2026 Jan 02

----

13/07/1447

----

12 دي 1404

 

تبلیغات

حدیث

 

يعلي بن مره مي‌گويد: حسن و حسين به سمت رسول‌خدا صلی الله علیه و آله و سلم با يكديگر مسابقه مي‌دادند؛ يكي از آنها زودتر از ديگري به آن حضرت صلی الله علیه و آله و سلم  رسيد. رسول‌خدا صلی الله علیه و آله و سلم دست مباركش را به گردن او انداخت و او را در آغوش گرفت و يكايك آنها را بوسيد و سپس فرمود: (إنّي أحبّهما فأحبّوهما. أيّها الناس، الولد مبخلة مجبنة) يعني: «من، اين دو را دوست دارم؛ شما نيز آنها را دوست بداريد. اي مردم! فرزند، مايه‌ي بخل و ترس والدين است».
  مسند احمد (4/172)؛ سنن ابن ماجه، شماره‌ي3666؛ بوصيري در الزوائد گفته است: سندش، صحيح است و راويان آن، ثقه مي‌باشند؛ نگا: سير أعلام النبلاء (3/255).

 معرفی سایت

نوار اسلام
اسلام- پرسش و پاسخ
«مهتدين» (هدايت يافتگان)
اخبار جهان اسلام
تاریخ اسلام
کتابخانه آنلاین عقیده
سایت اسلام تکس - پاسخ به شبهات دینی
خانواده خوشبخت
شبکه جهانی نور
سایت خبری تحلیلی اهل سنت
بیداری اسلامی
صدای اسلام

 

 

 

  سخن سایت

قال ابن الجوزي ( تلبيس إبليس: 447) ‏عن يحيى بن معاذ يقول: «اجتنب صحبة ثلاثة أصناف من الناس العلماء الغافلين والفقراء المداهنين والمتصوفة الجاهلين».
امام ابن جوزی در کتاب "تلبیس ابلیس" آورده: از يحيي بن معاذ نقل است كه فرمود: «از صحبت سه گروه بپرهيزيد: عالمان غافل، فقيران تملق گو و صوفیان جاهل».

لیست الفبایی     
               
چ ج ث ت پ ب ا آ
س ژ ز ر ذ د خ ح
ف غ ع ظ ط ض ص ش
ه و ن م ل گ ک ق
ی
   نمایش مقالات

اسلام معاصر>اشخاص>تیجانی > تيجاني كه بود؟ و اصليت او چيست؟

شماره مقاله : 8781              تعداد مشاهده : 656             تاریخ افزودن مقاله : 16/12/1389

تيجاني كه بود؟ و اصليت او چيست؟

او قبلا جزو يکي از فرقه هاي منحرفي مذهبي (تيجانيّه تونس) بود و بعدها به مذهب روافض متمايل گشت و پس از آن کتابي را در حقانيت دين روافض نوشت که همان دروغها و خرافات تکراري روافض قبل از خود را تکرار کرده بود.
او چهار کتاب تاليف کرده که در آنها به اصحاب گرانقدر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) خصوصاً خلفاى راشدين و عايشه و حفصه - رضى اللّه عنهم - توهين كرده و با اشاره و كنايه، يا به تصريح مطلب، آنها را كافر و مرتد و منافق و گمراه و خائن و غاصب و... خوانده است!.. به طور خلاصه خواسته به خوانندگان بفهماند كه:
1- تمامى اصحاب پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به جز تعداد كمى - كه گاهى سه و يا چهار نفر مى‏دانند! - همگى پس از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مرتد شده‏اند و چون اهل‏سنّت از آنها پيروى مى‏كنند و به آنها حترام مى‏گذارند، پس آنها نيز كافرند!
2- بايستى از اصحاب - گناهكار و بنى‏اسرائيل مانند! - روى برگرداند و فقط از خاندان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) - كه از هر گونه اشتباه كوچك و بزرگ معصوم و مصون هستند - پيروى كرد.. كسانى كه شارع دين و مرجع اختلافات و برگزيدگان و منصوبان الهى در زمين هستند!
تمام كتابهاى چهارگانه‏ اش روى همين قضيّه، يعنى طعن اصحاب پيامبر (صلي الله عليه و سلم) تركيز يافته و - متأسّفانه - براى اثبات اين نظريه‏اش - كه از شيعيان گرفته - به هر وسيله ممكن متوسّل شده است؛ چنانكه كتابهايش پر از دروغ محض، اباطيل، تدليس، عيبجويى و تهمت است!! و اگر تيجانى در ادّعاى خويش صادق، و واقعاً در جستجوى حقيقت بوده است، نمى‏بايست دروغ بگويد و شايسته هم نبود، هدفش را - كه رسيدن به «حقيقت» بوده - با وسايلى دروغين و غير واقعى به تحقّق برساند!
ولي بعدها کتاب او مورد نقادي تيز و هوشمندانه ي علماي اهل سنت قرار گرفت و اباطيل وي را رد نمودند، کتابهاي زير ردي بر اباطيل اوست:
- بلکه گمراه شدي
- عيانات - نقدي بر کتاب تيجاني آنگاه هدايت شدم
البته شيعه‏ شدن تيجانى كاملاً معذورانه بوده است! زيرا بر خلاف گفته ‏اش كه خود را يكى از علماى بزرگ سنّى دانسته، داراى مذهب تصوّف و مسلك دراويش بوده و دگرگونى از يك مذهب منحرف، به يك مذهب منحرف ديگر، به راستى چيز عجيبى نيست! و هيچ ارتباطى هم با مسلمانانى كه به اهل‏سنّت و جماعت مشهور شده‏اند و بر سنّت رسول خدا (صلي الله عليه و سلم) و جماعت اصحابش هستند، ندارد.
اين هم چيز عجيبى نيست كه شخصى شيعه شده باشد.. در ميان اهل‏تشيّع نيز افراد زيادى هستند كه از تشيّع دست برداشته و سنّى شده‏اند؛ مانند: «محمّد عبدالشكور لكهنودى» - از علماى پاكستان - كه كتاب «باقيات صالحات» را پس از تسنّن، در ردّ عقايد شيعه نوشته است.. يا «علّامه برقعى» - از علماى مشهور ايران - كه كتابها و رساله‏ هاى زيادى عليه معتقدات شيعه تأليف و شاگردان زيادى هم تربيت كرده كه افكارش را -هم‏اكنون نيز در سراسر ايران - ادامه مى‏دهند.. همچنين آقاى «احمد كسروى» صاحب كتاب «شيعي گرى» كه قربانى همين راه هم گرديد و به شهادت رسيد!.. يا «موسى موسوى» - از علماى نجف - صاحب كتاب «الشيعه و التصحيح».. و همچنين «حسين موسوى» - يكى ديگر از علماى نجف - مؤلّف كتاب «للّه.. ثم للتاريخ!» را مى‏توان نام برد كه به راستى نه اوّلين و يقيناً آخرينشان هم نيستند و نخواهند بود!

وصلي الله وسلم علي محمد وعلى آله وأصحابه والتابعين لهم بإحسان إلى يوم الدين
سايت جامع فتاواي اهل سنت و جماعت
IslamPP.Com



 
بازگشت به ابتدای صفحه     بازگشت به نتایج قبل                       چاپ این مقاله      ارسال مقاله به دوستان

اقوال بزرگان     

امیر مؤمنان، علی رضی الله عنه  از پسرش حسن رضی الله عنه  پرسید: «میان ایمان و یقین، چقدر فاصله وجود دارد؟» پاسخ داد: «چهار انگشت». علی رضی الله عنه  فرمود: «چگونه؟» گفت: «ایمان، عبارتست از آنچه گوش‌هایت شنیده و قلبت، تصدیق نموده؛ و یقین، عبارتست از آنچه چشمانت، دیده و قلبت، آن را بدون هیچ شک و تردیدی، پذیرفته است و فاصله‌ی چشم و گوش با هم، فقط چهار انگشت می‌باشد». التبيين في أنساب القرشيين، ص127.

تبلیغات

 

منوی اصلی

  صفحه ی اصلی  
 جستجو  
  روز شمار وقايع
  عضویت در خبرنامه  
پیشنهادات وانتقادات  
همكارى با سايت  
ارتباط با ما  
 درباره ی ما  
 

تبیلغات

آمار

خلاصه آمار بازدیدها

امروز : 1825
دیروز : 6288
بازدید کل: 15055889

تعداد کل اعضا : 608

تعداد کل مقالات : 11123

ساعت

نظر سنجی

كداميك از كانال‌هاى اهل سنت فارسى را بيشتر مي‌پسنديد؟

كانال فارسى نور

كانال فارسى كلمه

كانال فارسى وصال

نمایش نتــایج
نتــایج قبل
 
.محفوظ است islamwebpedia.com تمامی حقوق برای سایت
All Rights Reserved © 2009-2010